موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٦ - فصل هفتم در ذكر جمله اى از احاديث شريفه در اين باب
حيات پست دنياوى گرفتاريم و از غيب و ملكوت نفس و مضارّ و مفاسد و مصلحات و مهلكات آن محجوب و بىاطلاعيم، تشخيص نمىدهيم كه چطور نورانيت ايمان به واسطه غضب زائل شود و حقيقت ايمان انسان فاسد و ناچيز گردد و مضادّت حقيقى ايمان و غضبِ بىموقع را به نور بصيرت ادراك نكنيم.
آنها كه اطبّاء نفوس و قلوبند و با علم محيط الهى و چشم بصيرت نافذ در بواطن ملك و ملكوت، امراض قلوب و ادويه آن و مصلحات و مفسدات آن را دريافتهاند، از جانب ذات مقدس الهى، مبعوث به كشف حقايق و اظهار بواطن و بيداركردن ما خفتگانند.
آنها به ما خبر از باطن قلب خودمان دهند و ملكوت نفوس خود ما را براى ما كشف كنند. آنها مىدانند كه همانطور كه سركه و صبِر، زود عسل را فاسد كند و آن شيرينى لطيف را مبدّل به تلخى و ترشى غير مطبوع نمايد، آتش غضب و نائره آن، نور ايمان را منطفى كند و فاسد نمايد.
اكنون اگر براى غضب جز اين نبود كه سرمايه حيات ملكوتى انسانى را- كه ايمان است- فاسد و باطل كند و مايه سعادت انسان را از دست او بگيرد و او را با دست تهى به عالم ديگر سوق دهد، همين بس بود؛ با آنكه انسان را در اين عالم نيز چه بسا باشد كه به مخاطرات و مهالك اندازد و او را در دو دنيا به بدبختى و شقاوت كشاند!
كمتر چيزى مثل آتش سوزان غضب، انسان را به سرعت برق به عالم بدبختى و هلاكت سوق دهد! چه بسا كه با يك آن غضب، انسان از دين خدا خارج شود و به خداى تعالى و انبياء عظام او جسارتها كند! و چه بسا كه با غضب يك ساعت، به قتل نفوس محترمه دچار شود؛ چنانچه از حضرت