موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٩ - فصل چهارم در بيان آنكه رأفت از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است
انسان را، خداى تعالى از حقيقت رحمت خود آفريده، و انسان صورت رحمت الهيه است. چنانچه خداى تعالى فرمايد: الرَّحْمنُ^ عَلَّمَ الْقُرْآنَ^ خَلَقَ الْإِنْسانَ [١]؛ خلق انسان را به اسم رحمان نسبت مىدهد. و از اين جهت است كه انسانِ ظالم و قسىّ القلب هم از ظلم و قساوت فطرتاً متنفّر است، و اگر ظلم و قساوت خود را هم غفلت كند، از قساوت و ظلم ديگران بالفطره تكذيب مىكند و از معدلت و رحمت و رأفت، ذاتاً خوشش مىآيد؛ بلكه ظالم، ظلم را مىخواهد طبعاً كه با عدل بكند، و اجراء قساوت را بهطور رحمت، خواهىنخواهى مىكند و صورت رحمت به او مىدهد؛ زيرا كه فطرت از آن گريزان است و جبلّت ذات از آن متنفّر است، چنانچه متوجه رحمت و رأفت است و مىخواهد خود را- گرچه در اسم و صورت- به آن نزديك كند و از آن بهرهبردارى كند، ولو بهطور اسم و صورت باشد.
و اين مطلب- يعنى رحمت و رأفت و معدلت و محبّت و مودّت و امثال آن، از لوازم فطرت مخموره بودن، و مقابلات آنها برخلاف فطرت، و از لوازم احتجاب آن بودن- پس از مراجعه به وجدان خود و حالات ديگران از عائله بشرى محتاج به اقامه برهان و تطويل و بيان نيست.
گرچه هر يك از اين مطالب در باب علم اسماء در تحت ميزان علمى كامل و برهان منطقى و فلسفى تامّ است؛ ولى اين رساله معدّ براى اين طرز بيان نيست؛ بايد به محل خود رجوع شود تا معلوم شود كه جميع خيرات و كمالات راجع به اسماء الهيه است و مجعول بالذات است، چنانچه مقابلات آنها راجع به اسماء تنزيهيه و مجعولات بالعرض هستند، و فطرت مخموره صورت كماليه رحمانيه
[١] « [خداوند] رحمان، قرآن را تعليم داد، انسان را آفريد». (الرّحمن (٥٥): ١- ٣)