موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٦ - فصل ششم در مدح توكّل و ذمّ حرص از طريق نقل
و در سوره مباركه تغابن فرمايد: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ [١].
و اينكه كلمه شريفه توحيد را توطئه قرار داده و پس از آن امر فرموده با تأكيد كه مؤمنين بر خداى تعالى توكل كنند، اشاره ممكن است باشد به مرتبه بالاترى از مقام اوّل، و لهذا مؤمنين را كه در آيه سابقه از خواصّ آنها «تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»^ را قرار داده بود، در اين آيه شريفه امر به توكّل فرموده، و شايد اين ذكر كلمه توحيد اشاره به آن باشد- كه سابقاً مذكور شد- كه پس از مقام ايمان و كمال آن جلوه توحيد فعلى در قلب سالك ظاهر شود و به اين جلوه دريابد كه الوهيت و تصرّفى از براى موجودى از موجودات نيست در مملكت حق تعالى، و او است يگانه متصرّف و مؤثّر در امور، و غير او ضارّ و نافعى در عالم وجود نيست. پس به مرتبه بالاترى از توكل رسد.
و در سوره مباركه آل عمران، در ضمن خطاب به رسول خدا فرمايد:
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ [٢].
و اين مرتبه، بالاترين مقام توكّل شايد باشد كه ما پيش از اين مذكور نداشتيم.
و آن توكّلى است كه از براى سالك، پس از مقام «فناى كلّى» و رجوع به مملكت خود و «بقاى باللَّه» دست دهد، و سالك در اين مقام در عين حال كه در كثرت واقع است، در «توحيد جمع» مستغرق است، و در عين حال كه تصرّفات
[١] «خداست كه جز او معبودى نيست، و مؤمنان بايد تنها بر خداوند اعتماد كنند». (التغابن (٦٤): ١٣)
[٢] «پس چون تصميم گرفتى بر خدا توكّل كن، بهدرستى كه خداوند توكّلكنندگان را دوست مىدارد». (آل عمران (٣): ١٥٩)