موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٠ - فصل دوم در اركان توكل است
بايد دانست كه پس از آنكه عقل بهطور علم برهانى، اركان باب توكّل را مثلًا دريافت، سالك بايد همّت بگمارد كه آن حقايقى را كه عقل ادراك نموده، به قلب برساند، و آن حاصل نشود، مگر آنكه انتخاب كند شخص مجاهد از براى خود در هر شب و روزى، يك ساعتى را كه نفس اشتغالش به عالم طبيعت و كثرت كم است و قلب فارغ البال است، پس در آن ساعت فراغت نفس، مشغول ذكر حق شود با حضور قلب و تفكّر در اذكار و اوراد وارده.
مثلًا ذكر شريف «لا إلهَ إلّااللَّهُ» را- كه بزرگترين اذكار و شريفترين اوراد است [١]- در اين وقت فراغت قلب، با اقبال تامّ به قلب بخواند به قصد آنكه قلب را تعليم كند و تكرار كند اين ذكر شريف را و به قلب بهطور طمأنينه و تفكّر بخواند و قلب را با اين ذكر شريف بيدار كند تا آنجا كه قلب را حالت تذكّر و رقّت پيدا شود. پس به واسطه مدد غيبى، قلب به ذكر شريف غيبى گويا شود و زبان تابع قلب شود.
و چه بسا كه اگر مدتى اين عمل شريف با شرايط و آداب ظاهريه و باطنيه انجام گيرد در اوقات فراغت، خود قلب متذكّر شود و زبان تَبَع آن شود، و گاه شود كه انسان در خواب است و زبانش به ذكر شريف گويا است تا آنجا كه نفس با اشتغال به كثرت و طبيعت نيز متذكر توحيد و تفريد است.
و چه بسا كه اگر شدّت اشتغال با طهارت نفس و خلوص نيّت توأم شود، هيچ اشتغالى او را از ذكر باز ندارد و نورانيت توحيد بر همه امور غلبه كند.
و همينطور سعه رحمت و لطف و شفقت حق تعالى را به قلب خود با تذكر شديد و تفكر در رحمتهاى حق تعالى- كه از قبل از پيدايش او تا آخر ابد
[١] ر. ك: بحار الأنوار، ج ٩٠، ص ١٩٢، احاديث باب ٥.