موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٣ - فصل ششم در فضيلت رضا و ذمّ سخط از طريق نقل
فَلْيَرْضَ بِقَضائِي وَلْيَصْبِرْ عَلى بَلائِي وَلْيَشْكُرْ نَعْمائِي أكْتُبْهُ- يا مُحَمَّدُ- مِنَ الصِّدِّيقِينَ عِنْدِي» [١].
معلوم مىشود كه مقام صدّيقين كه از اعلا مراتب مقامات انسانيه است، به رضا و صبر و شكر حاصل شود، و معلوم است مقام رضا ارفع از آن دو مقام است.
وَعَنْهُ- عَلَيْهِ السَّلامُ- قالَ: «لَمْ يَكُنْ رَسُولُ اللَّهِ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ- يَقُوْلُ لِشَيْءٍ قَدْ مَضى: لَوْ كانَ غَيْرُهُ!» [٢].
وَقَدْ حُكِيَ عَنْ عَمّار- رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- أنَّهُ قالَ فِي صفّين:
«اللّهُمَّ إنَّكَ تَعْلَمُ أنّي لَوْ أعْلَمُ أنَّ رِضاكَ فِي أنْ أقْذِفَ بِنَفْسِي هذا الْبَحْرَ لَفَعَلْتُ. اللّهُمَّ إنَّكَ تَعْلَمُ أنِّي لَوْ أعْلَمُ أنَّ رِضاكَ في أنْ أضَعَ ظُبَةَ سَيْفِي فِي بَطْنِي ثُمَّ أنْحَنِيَ عَلَيْهِ حَتَّى يَخْرُجَ مِنْ ظَهْرِي لَفَعَلْتُ. اللّهُمَّ إنّي أعْلَمُ مِمّا عَلَّمْتَنِي أنَّي لا أعْمَلُ عَمَلًا الْيَوْمَ هذا هُوَ أرْضى لَكَ مِنْ جِهادِ هؤُلاءِ الْفاسِقينَ» [٣].
[١] «خداوند تعالى فرموده است: بنده مؤمنم را به كارى نمىگيرم مگر آنكه آنرا براى او خير قرار مىدهم، پس او بايد به قضاىِ من راضى باشد، و براى بلاىِ من صبر كند، و نعمتهاى مرا شكر گويد. اى مُحمّد او را نزد خود از صدّيقين خواهم نوشت». (الكافي، ج ٢، ص ٦١، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الرضا بالقضاء»، حديث ٦)
[٢] «رسول خدا صلى الله عليه و آله براى چيزهايى كه واقع نمىشد و يا گذشته بود، نمىگفتند: اى كاش طور ديگرى مىشد». (الكافي، ج ٢، ص ٦٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الرضا بالقضاء»، حديث ١٣)
[٣] از عمّار بن ياسر- رضي اللَّه عنه- حكايت شده كه در واقعه صفّين گفت: خدايا تو مىدانى كه اگر من بدانم رضاى تو در اين است كه خود را به دريا افكنم، اين كار را خواهم كرد. و خدايا تو مىدانى كه اگر بدانم رضاى تو در اين است كه نوك شمشير را در شكم خود فرو كنم سپس خم شوم تا از پُشتم خارج شود، اين كار را خواهم كرد. خدايا از آنچه كه به من تعليم دادى آموختم و دانستم كه من امروز كارى را كه خوشايندتر باشد نزد تو از جهاد با اين گروه فاسقين انجام نمىدهم. (بحار الأنوار، ج ٣٢، ص ٤٩٠)