موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٢ - فصل دوم اصلاح نفس از جحود
مدخليت كامل دارد، و غذاهايى كه بيشتر احتياج دارد به ترشّح، زيادتر ترشّح به آنها مىشود، و پس از بلع در معده، شروع به عمل هضمى مىشود؛ آن را قوه جاذبه كه در معده است، جذب به جدار معده مىكند و يك قوّه ديگر كه قوّه ماسكه است، او را در جدار معده نگه مىدارد، و ترشّحاتى در معده به آنها مىشود و شروع به طبخ مىشود.
پس از مدتى كه عمل معده تمام مىشود يك قسمت آن، كه لايق است جزء بدن شود، از عروق رقيقى كه آن را «ماساريقا» گويند، مجذوب به كبد مىشود، و جزء ديگر را كه بدن به آن محتاج نيست و تفاله و سفل غذا است، از مجرايى كه در قسمت پايين معده قرار داده شده است- كه آن را «بوّاب» گويند (براى آنكه در غير موقع احتياج در بسته است)- وارد معاء اثنا عشرى شود و از آن، وارد معاء صائم شود (به تفصيلى كه در تشريح مذكور است) [١] و از آنجا دفع شود.
و اين قسمت كه لايق است جزء بدن شود، وارد كبد مىشود و اين مادهاى است كه او را «كيلوس» گويند و شبيه به آب كشك است. پس از آن، كبد مشغول به عمل و طبخ مىشود؛ و پس از عمل كبدى، اخلاط اربعه كه آن را «كيموسات اربعه» گويند، حاصل شود، و يك قسمت از آن، كه از همه قسمتها براى تغذيه بدن لازمتر و صالحتر است و آن خون است، وارد «اورده» شود، و از آن وارد عروق ديگرى شود- كه آنها را «سواقى» و «جداول» و «رواضع» و «عروق شعريه» گويند- و در تمام بدن منتشر شود و عمل هضمى كه هضم سوم است،
[١] القانون في الطب، ج ٢، الكتاب الثالث، فن ١٣، مقاله اولى «في أحوال المري وفيالاصول من أمر المعدة»، ص ٢٨٣- ٢٨٦.