موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٧ - فصل پنجم راه تحصيل ايمان
تصرف ابليس به كار خواهد بود و با تصرف ابليس و نفس- كه قدم خودخواهى و خودبينى است- هيچ معرفتى حاصل نشود، بلكه خود علم التوحيد بىاخلاص، انسان را از حقيقت توحيد و معرفت دور مىكند و از ساحت قرب الهى تبعيد مىنمايد.
ملاحظه حال ابليس كن كه چون خودخواهى و خودبينى و خودپسندى در او بود، علمش بههيچوجه عملى نشد و راه سعادت را به او نشان نداد.
ميزان در رياضات حقه و باطله به يك معنى دقيق عرفانى، قدم نفس و خودخواهى، و قدم حق و حقطلبى است. نمازى كه براى شهوات دنيا يا آخرت باشد، نمازى نيست كه معراج مؤمن [١] و مقرّب متّقين [٢] باشد. آن نماز، انسان را به حورالعين نزديك كند و از ساحت قرب الهى دور نمايد.
علم توحيدى كه براى نمايش در محضر عوام يا علماء باشد، از نورانيت عارى و برى است و غذايى است كه با دست شيطان براى نفس امّاره تهيه شود؛ خود آن، انسان را از توحيد بيرون برد و به تشريك نزديك كند، و ما پس از اين- ان شاء اللَّه- در باب اخلاص، مراتب و حقايق آن را بيان مىكنيم.
بالجمله، پس از تحصيل اخلاص، ممكن است راه به حقيقت پيدا كرد؛ چنانچه در قرآن شريف در سوره مباركه و الصافات در آيه ١٥٩ و ١٦٠ مىفرمايد: سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ^ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ جز بندگان مخلَص كه خلوص از مراتب شرك و دوبينى دارند و خالص از كثافات طبيعت شدند،
[١] ر. ك: صفحه ٧٢.
[٢] اقتباس است از حديث: «الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِيٍّ»؛ «نماز، مايه تقرّب هر متّقى است». (نهج البلاغة، ص ٤٩٤، حكمت ١٣٦؛ الكافي، ج ٣، ص ٢٦٥، «كتاب الصلاة»، «باب فضل الصلاة»، حديث ٦)