یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - دین منسوخ شدنی نیست
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ١٩٤
نتواند جانشین او بشود، هیچ چیزی قادر نباشد که کار او را بکند، در کار خودش منحصر به فرد باشد.
٤. پس دین اگر بنا باشد بخواهد باقی بماند، باید یا خود خواسته طبیعی بشر باشد و یا تأمین کننده منحصر به فرد قسمتی از خواستههای لازم و ضروری بشر باشد، والّا باقی نمیماند ولوآنکه بخواهند نگهش دارند زیرا: القسر لایدوم.
دین و علم در این جهت مشترکند که هم خواسته بشرند، هم تأمین کننده خواستههای او:
اتفاقاً دین از هر دو خاصیت بهرهمند است و در این جهت تنها علم است که با دین شریک است که هم خود خواسته است و هم تأمین کننده قسمتی از خواستهها. البته قلمرو علم تأمین قسمتی از خواستههاست و قلمرو دین چیز دیگر است.
٥. اما راجع به قسمت اول: قرآن این مطلب را به عبارت فطرت بیان کرده است: فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرة اللَّه التی فطر الناس علیها.
علی علیه السلام میفرماید: فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه ...
این مطلب در میان علمای روانشناسی و اجتماعی امروز مطرح است. من نمیگویم که اتفاق نظر بر آنچه قرآن در چهارده قرن پیش گفته است حاصل است ولی میگویم آنچه را که در آن روز قرآن از روی آن پرده برداشته است، تدریجاً علم و تحقیق و جستجو به آن سو میرود.
تزهای شکست خورده ٦. راجع به مبنا و منشأ دین ابتدا سخنهای زیادی گفتند. گفتند دین مولود ترس مخصوصاً ترس از مرگ است [١]، ناشی از علاقه
[١]. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ١، ص ٨٩: لوکریتوس حکیم رومی گفته: ترس نخستین مادر خدایان است. ترس از آن جهت میتواند مبدأ گرایش به مفاهیم دینی شود که انسان به حیات و موجبات ادامه آن و چیزهایی که حیات را از گزند دشمنان حیات یعنی بیماری، تصادفات، جنگها [حفظ میکند] علاقهمند است. پس، از این نظر دین به عنوان یک «پناهگاه» و مأمن مورد علاقه بشر است. البته اینکه میگویند ترس، مقصود ترس آمیخته به جهل است.