یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦١ - روح در نهج البلاغه
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥٦١
در اینجا یک حقه و یک ژست مخصوص آنها را برملا میکند که با پیچاندن زبان و ادای کلمات از مخرج و شبیه آیهسازی، مردم بیچاره را فریب میدهند.
روح، شعور ظاهر و شعور باطن
رجوع شود به ورقه توحید: و نحن اقرب الیه منکم.
جمله دعای کمیل: و کنت انت الرقیب علیهم و الشاهد لما خفی عنهم میرساند که مراتبی برای روح است که حتی از شهود ملائکه مخفی است.
روح در نهج البلاغه
١. خطبة الغرّاء (خطبه ٨١) درباره حال انسان بعد از مرگ: فهل دفعت الاقارب او نفعت النواحب و قد غودر فی محلة الاموات رهیناً و فی ضیق المضجع وحیداً، قد هتکت الهوام جلدته و ابلت النواهک جدّته و عفت العواصف اثاره و محا الحدثان معالمه و صارت الاجساد شحبة بعد بضّتها و العظام نخرة بعد قوّتها و الارواح مرتهنة بثقل اعبائها موقنة بغیب انبائها، لاتستزاد من صالح عملها و لاتستعتب من سیئ زللها ...
٢. خطبه ١٠٧ ... درباره میت در حال احتضار ...:
یردد طرفه بالنظر فی وجوههم، یری حرکات السنتهم ولایسمع رجع کلامهم، ثم ازداد الموت التیاطاً، فقبض بصره کما قبض سمعه و خرجت الروح من جسده فصار جیفة بین اهله ...