یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١ - ربا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٣٠١
میگوید چون پول عقیم و نازاست ربا حرام است. این استدلال دو مقدمه دارد: ١. سرمایهداری آنگاه مشروع است که سرمایه مولّد باشد.
٢. پول مادامی که به شکل پولی مملوک است مولّد نیست.
پس سرمایهداری با پول به شکل پولی که نامش رباست نامشروع است. پول بالقوه همه چیز است و بالفعل هیچ چیز نیست، چون حتی مثل میوه قریبالفساد هم که هرچند قابل استغلال نیست ولی قابل خوردن هست نمیباشد. پول از آن جهت که پول است ثروت است، زیرا در ثروت بودن شرط نیست که خودش قابل استیفا باشد، ولی در سرمایه بودن و مستغل واقع شدن تنها مفید بودن به طور مستقیم شرط کافی نیست، لازم است که مولّد باشد یعنی منبع فاعلی یا قابلی اثری باشد که خود آن اثر ارزش و مالیت داشته باشد. پول از آن جهت که پول است و همان جهت ملاک ثروت بودن آن است، این است که معنی حرفی است، رابط میان کالاهاست. پس علت اینکه نمیتوان پول را اجاره داد و یا به نحوی دیگر آن را مستغل و سرمایه قرار داد این است که پول مولّد نیست. علیهذا اگر کالای دیگری غیر از پول هم وجود داشته باشد که به هیچ نحو مولّد نباشد نمیتواند سرمایه قرار بگیرد ولی در نظر نداریم که واقعاً چنین کالایی وجود داشته باشد [١]. علت اینکه پول مولّد نیست این است که پول ثروت بودن خود را از رابط بودن و معنی حرفی بودن دریافت کرده است.
خلاصه مطلب اینکه ملاک سرمایهداری مشروع این است که انسان مالک ثروتی باشد که آن ثروت سبب و مولّد ثروتی دیگر باشد.
مادامی که انسان مالک ثروت اول است مالک ثروت دوم هم هست، خواه آنکه مولّد بودن آن مملوک بالاستقلال باشد [٢] یا به ضمیمه عمل
[١]. چنین کالایی وجود ندارد ولی اموالی هست که مولّد نیست مثل منافع اعیانی که به سبب اجاره، انسان مالک آنهاست و به همین جهت به آنها کالا اطلاق نمیشود.[٢]. شاید تاکنون چنین مصنوعی وجود نداشته است که خود مصنوع مستقلًا بتواند مولّد باشد.