یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧١ - روح، تجرد - نظر ارسطو
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥٧١
در صفحه ٢١٣ میگوید:
بالتبع عقل از آن حیث که همه چیز را میاندیشد باید بالضروره، چنانکه انکساگورس گفته است، عاری از مخالطت باشد تا بتواند حکم کند یعنی بشناسد.
در پاورقی میگوید:
درباره منظور ارسطو از اینکه گفته است عقل باید عاری از مخالطت باشد، مفسران اختلاف نظر یافتهاند. فیلوپون [١] و به تبع او طماس قدیس و سایر مدرسیون گفتهاند که منظور این است که عقل با ماده مخالطت ندارد، یعنی اعتقاد ارسطو این است که قوه ناطقه نفس از بدن مستقل است و به همین سبب میتواند بعد از بدن باقی باشد. این تفسیر را میتوان قبول داشت و آنچه بعد در سطر ٢٤ و ٢٥ آمده مؤید این معنی است.
اما بعضی از مفسران جدید، مخصوصاً هیکس (( به سبب استشهادی که ارسطو به قول اناکساگوراس کرده است، خواستهاند که با رجوع به اوصافی که اناکساگوراس برای عقل شمرده است بیان ارسطو را تفسیر کنند و از این رو گفتهاند که منظور ارسطو این است که عقل با معقولاتی که آنها را میشناسد مخالطت ندارد.
آنچه در سطر ٢٤ و ٢٥ آمده این است:
بدین ترتیب جزئی از نفس که آن را عقل مینامند، قبل از تفکر هیچ گونه واقعیت بالفعل نیست. نیز به همین دلیل موجّه نیست
[١]. ظاهراً فیلون