یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - ذکر خدا و یاد خدا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٢٥٩
ذکر خدا و یاد خدا
آیه کریمه: و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکاً و نحشره یوم القیمة اعمی.
رجوع شود به سخنرانی تحت عنوان «شرح صدر» در بیان این آیه که مثل این است حذف و تقدیری باشد، از نوع ایجاز مطلوب است. کأنه میفرماید ولی بالاخره باید هدف عالی و غایت مطلوبی داشته باشد. خلأ در دل هرگز رخ نمیدهد، همینکه یاد خدا رفت حرص و آز و هوا و هوس آن را پر میکند و همینکه حرص و آز آمد اثر آنها این است که از داخل فشار میآورند و زندگی را تنگ و غیرقابل تحمل میکنند.
جاذبه غیبی برای دلها:
الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب. در ورقههای توحید و ورقههای عشق گفتهایم که همانطوری که میان اجسام تجاذب هست میان ارواح و امور مجرده نیز هست، یک نوع جاذبه معنوی قلب را به طرف خود میکشد. همانطوری که جسم مانند آب و خاک و غیره تا به مرکز خود نرسد آرام نمیگیرد، روح نیز تا به اصل و مرکز خود نرسد و اتصال پیدا نکند آرام نمیگیرد [١]، به آن مرکز که رسید آرام میگیرد: الا بذکراللَّه تطمئن القلوب.
فرقی که هست، حرکت جسم طبیعی غیر ارادی است اما حرکت روح انسان ارادی است و به شکل تحصیل هدف است. هدف انسان در واقع کمال مطلق است، ولی آن را در مظهر کمالهای محدود جستجو میکند و چون میرسد، زود از آن سیر و بیزار میشود. در اینجا چند مطلب است: الف. دل تا به مرکز خود یعنی حق نرسد آرام نمیگیرد.
ب. فلسفه اینکه انسان هر چیزی را تا ندارد میخواهد، وقتی که دارا شد از آن بیزار میشود چیست؟ آیا انسان واقعاً طالب معدوم
[١]. در ورقه عشق و تجاذب طرفینی گفتیم که تجاذب روحی نیز مانند تجاذب جسمی طرفینی است- رجوع شود.