یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - نیاز به دین - خدا و عدالت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ١٧٦
حقیقت جدا و منعزل از عالم. بعلاوه حداکثر این است که فیلسوفان اوّلیت خدا را کشف کردند، پیامبران کشف مهمشان آخریت خداست.
پیامبران تنها نگفتند انّا للَّه، گفتند: وانّا الیه راجعون. بشر بیش از آنچه به گذشته خود تعلق و دلبستگی داشته باشد، به آینده دلبستگی دارد.
اینکه خالق کلی هست، مبدأ آفرینشی هست، جهان مبدأ و منشأ لایزالی دارد، بستگی دارد به گذشته ما که از کجا آمدهایم، بستگی دارد به «مِن أین؟» و اما اینکه جهان سرانجامی دارد، همه چیز به خدا باز میگردد، «جزءها را رویها سوی کل است- بلبلان را عشق با روی گل است ...» بستگی دارد به آینده ما و اینکه «الی أین؟» و انسان بیش از آنچه به «من أین» تعلق داشته باشد به «الی أین» تعلق دارد.
پس پیامبران درباره خدا کشف تازه هم کردند. بعلاوه برقرار کردن پل میان بندگان و خدا و احساسات بندگان را تحت تأثیر قرار دادن- چنانکه گفتیم- کار پیامبران است. و اما در باب عدالت، کشف تازه پیامبران این است که عدالت بشری را به عنوان جزئی از کل عدالت جهانی شناساندند [١]. آنها نگفتند جهان پر از ظلم است، ناموس جهان
[١]. در ورقه دین و اخلاق از ویلیام جیمز نقل کردیم:
اساس در مذهب و یا اخلاق این است که ما چگونه خلقت و جهان هستی را تلقی میکنیم؟ آیا این هستی و کائنات را با سختی و رنج تلقی کرده، پارهای از آن را قبول داشته و قسمتی از آن را قبول نداریم یا آنکه برعکس آن را با آغوشی باز و دلی آکنده از عشق و محبت استقبال مینماییم؟ اخلاق محض (مجرد از مذهب) قوانین کلی جهان را که حاکم بر جهان میداند از روی علم و اطلاع اطاعت میکند، اما این اطاعت با یک سنگینی و ملالت همراه است که در قلب خود هیچ گونه حرارت و شوقی ندارد و هیچ وقت احساس اینکه این قوانین مانند یوغی است به گردن او از او جدا نمیشود. اما در مذهب برعکس، این اطاعت سرد و غمانگیز جای خود را به استقبال و پذیرشی گرم که همه چیز زندگی را پر از لطف و شوق و صمیمیت و نشاط میسازد وا میگذارد. جان جانان جهان که فیلسوف رواقی خود را به آن تسلیم میکند، احترام و تعظیم را متوقع است اما خدای مسیحی عشق و محبت را طالب میباشد. اینجاست که میبینیم این دو دسته در دو محیط مختلف از عواطف و احساسات واقعند که در مقابل یکدیگر یکی به سردی قطب و دیگری به گرمی و حرارت خط استواست، گو اینکه نتیجهای که هریک از آنها به دست میآورند یعنی تسلیم محض و بدون چون و چرا، یکی باشد.