یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٨ - یادداشت روح و مسأله خود واقعی و خود خیالی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥١٨
پس تا اینجا روشن شد که تقید به هدف واقعی و طبیعی یعنی آن چیزی که ماهیت وجود شیء این است که به سوی اوست [١]، جهت وجود اوست، تقید به آگاهی و ارزش و شدن است. اما اینکه پس از آن هدف هدفی دیگر باشد یا نباشد و اساساً امکان پیشروی برای برخی موجودات نباشد، به معنی این است که حد وجود یک موجود و امکان تکاملش بیش از این نیست، آنچنان که مثلًا هریک از جماد و نبات و حیوان از یک حد معین تجاوز نمیکنند و تنها انسان است که گفته میشود حد یقف ندارد. و روشن شد که عدم تقید به هدف و آزادی مطلق مستلزم جدا ماندن شیء از خود و مستلزم عدم آگاهی از خود واقعی است و هر چند مستلزم جمود و تحجر نیست ولی مستلزم سقوط هست، هر حرکتی تکامل نیست.
مسأله فطرت و طبیعت:
مسأله طبیعت ثابت بشری که سارتر آن را نفی میکند، به این معنی قابل نفی نیست که طبیعت بشری بالفطره به سوی کمال واقعی خودش، به سوی خودش در واقع جریان دارد.
پس لازم است غایت انسان شناخته شود که انسان از غایت واقعی و طبیعی خود دور نیفتد. اینجاست که پای سخن با ارزش عرفا به میان میآید که: النهایات هی الرجوع الی البدایات. انا للَّهو انا الیه راجعون- و ان الی ربک المنتهی..
عبادت و توجه به خدا:
اما مسأله خدا. خدا اولًا غایت طبیعی و واقعی بشر است و توجه بشر به حق، توجه به غایت فطری خود است. از این رو نه مستلزم سلب خودآگاهی است و نه مستلزم سلب ارزشها و نه مستلزم توقف، زیرا خدا تنها غایت پایانناپذیر است و به همین جهت انسان همواره در حال تکامل و شدن است.
بعلاوه، از نظر حکمت متعالیه و هم از نظر عرفا ثابت است که خداوند به عنوان علت فاعلی مقوّم ذات موجودات است و مقوّم
[١]. ما در کتاب مقدمهای بر جهانبینی اسلامی مکرر گفتهایم که جهان ماهیت «از اویی» و «به سوی اویی» دارد.