یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٢ - یادداشت روح و مسأله خود واقعی و خود خیالی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥٢٢
میشود واضح است، مانند همه نیروهای جمادی و نباتی و بسیاری از نیروهای حیوانی و انسانی.
فرق صنعت (هنر) و عادت و اتفاق:
و مقصودشان از آنچه به وسیله صناعت یا عادت یا اتفاق پیدا میشود این است که اکتساباً از راه تکرار عمل به دست میآید، با این تفاوت که گاهی هدف از تکرار عمل تحصیل آن قوه است با قید اینکه آلات و موادی هم استخدام شده است، آن صناعت است مانند خطاطی و خیاطی و نجاری و نقاشی، و گاهی مقصود چیز دیگر است: از پیروی شهوت و غضب و رأی ولکن در اثر تکرار، ملکه آن کار پیدا میشود و این عادت است به حسب اصطلاح. و گاهی حتی این قدر هم قصد در کار نیست و بلکه قصد تکرار عمل در کار نیست، ولی به علل اتفاقیه تکرار پیدا میشود و این اتفاق است. و تنها در قسم اول (صناعت) است که تمرین صدق میکند.
قدرتی که تنها از طریق تکرار به دست میآید:
اینجا یک تحلیل لازم است و آن این است که انسان قبل از تکرار و تمرین فاقد چه چیز است و باتمرین و تکرار چه به دست میآید و چگونه به دست میآید؟ هرکاری اختیاری نیاز دارد به علم و دیگر مقداری نیرو. فرض کنیم کسی تمام قواعد و اصول خطاطی و خیاطی و نقاشی را دقیقاً بداند تا حدی که بتواند آن اصول را تدریس کند و تعلیم دهد و فرض این است نیروی این کار را هم که دارد، یعنی میتواند قلم و کاغذ و غیره را به دست بگیرد و هرگونه که بخواهد آنها را حرکت دهد. چرا در عین حال «قادر» نیست و بعد به واسطه تمرین و تکرار «قادر» و توانا میشود؟ این قدرت چیست و چگونه به دست میآید؟.
تأثیر بدن در روح:
از نظر این حکما علت این است که همانطور که روح در بدن مؤثر است، بدن نیز در روح مؤثر است: «النفس و البدن یتعاکسان ایجاباً و اعداداً». به عبارت دیگر همانطوری که خصوصیت خاص روحی تعیین کننده نوع کار و نوع عمل است (قل کل یعمل علی شاکلته)، خصوصیت عمل نیز بر روی روح مؤثر است و روح را به شکل خود درمیآورد؛ یعنی همانطوری که روح عملِ مشاکل