یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٢ - مطالب مربوط به ربا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٤٥٢
میکند و آن را با روغن مبادله میکند، خود کار نیز قابل مبادله است مانند کاری که شخصی روی مادهای که به دیگری تعلق دارد انجام میدهد و در عوض مزد میگیرد، مانند خیاط و عمله. (تاجر از یک نظر مزد کار خود را میگیرد.) مزد گرفتن، مبادله خودِ کار است با پول نه مبادله اثر کار. این یک مقدمه.
مقدمه دیگر اینکه آن کسی که کاری میکند و خود کار را مبادله میکند (کارگر روزمزد) و همچنین کسی که اثر کار خود را مبادله میکند (مثل خیاط)، گاهی به کمک ابزار و وسیله یعنی به کمک مقداری ثروت، کار خود را انجام میدهد مثل تیشه هیزمشکن و گاهی بدون کمک و نیز گاهی این کار را بر روی یک ماده خامی از خود انجام میدهد و گاهی روی ماده غیر، مثل نخ رشتهشده نخریس که بر روی ماده خام صورت گرفته است. آن کسی که اثر کار را مبادله میکند، در حقیقت به واسطه کار خود بر روی ماده بخصوصی بر ارزش آن ماده میافزاید و آن را به بازار میآورد.
توجیه ذخیره سرمایه:
حالا اگر کسی آن قدرت و توانایی را داشت که با کار خود زیادتر از احتیاجات شخصی خود را تأمین کند؛ یعنی کار خود را و یا اثر کار خود را به بازار ببرد و یا آن کالای زاید بر میزان احتیاج را ذخیره کند و یا با جریان و پیدایش پول، با آن، پول برای ذخیره تهیه کند، نمیتوان گفت فیحدذاته عمل نامشروعی انجام داده است. به عبارت دیگر اگر جریانی به این صورت باشد: کار، پول که پولِ محصول از کار را برای ذخیره میخواهد فی حد ذاته مانعی ندارد.
در تجارت هدف تاجر البته افزایش پول است، افزایش ذخیره و سرمایه است. اما اگر فرض کنیم کار تاجر فقط مبادله است و بس، یعنی روی کالاها هیچ کار و ابتکاری انجام نمیدهد، اینچنین عمل هرگز سودی در بر ندارد مگر از طریق دزدی، یعنی از این طریق که کالایی را کمتر از ارزش واقعی بخرد و یا بیشتر از ارزش واقعی بفروشد و یا از طریق نوسانات تصادفی بازار، که البته این نوسانات دو طرف دارد، ورشکست هم دارد. تجارت مشروع آنگاه است که