یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٣ - یادداشت روح و مسأله خود واقعی و خود خیالی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥٠٣
هو مهین ولایکاد یبین. فلولا القی علیه اسورة من ذهب او جاء معه الملائکة مقترنین.
پس از اینها چنین نتیجهگیری میکند:
فاستخف قومه فاطاعوه انهم کانوا قوماً فاسقین.
جمله «فاستخف» مترتب بر اموری است و آن تبلیغات و تمویهات فرعون است درباره شخصیت خودش که آنها را تحت تأثیر شخصیت خودش قرار میدهد و جاه و جلال ظاهری و مصنوعی را دلیل بر اهمیت واقعی قرار میدهد و عقل آنها را و اراده آنها را میرباید. و این جمله مترتبٌ علیه امری است، یعنی جملهای بر این جمله مترتب است و آن جمله «فاطاعوه» است. معلوم است که استخفاف چیزی است که به دنبال خود اطاعت گوسفندوار را میآورد.
در المنجد میگوید:
خفه: حمله الخفة بمعنی الجهل. استخفه: ضد استثقله، استجهله، ازاله عن الحق و الصواب. استخفه الغناء: اطربه. استخفه الطرب: حمله علی الخلاعة.
مفردات راغب:
... یقال خفیف فی من یطیش، و ثقیل فی ما فیه وقار ... قال تعالی: «فاستخف قومه فاطاعوه» ای حملهم ان یخفوا معه او وجدهم خفافاً فیابدانهم و عزائمهم. و قیل معناه وجدهم طائشین.