یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢ - دروغ مصلحت آمیز
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٣٢
و من حیث هم مشتاقون فقد یکون لاصناف منهم أذی ما، و لما کان الاذی من قبله کان اذی لذیذاً و قد تحاکی مثل هذا الاذی من الامور الحسیة محاکاة بعیدة جداً حال اذی الحکة و الدغدغة.
دروغ مصلحت آمیز
به زردشت نسبت میدهند که دروغ را نگو هرچند مصلحتآمیز باشد. بعضی هم از این فکر تمجید میکنند و مدعی هستند که یک علت دروغگویی مردم همین تعلیم سعدی است که میگوید: دروغ مصلحتآمیز به از راست فتنهانگیز است.
ولی حقیقت این است که اگر کسی در عمل وارد راستی باشد میداند و میفهمد که در مواقعی دروغ بر راست ترجیح دارد. مثلًا پدر یا مادری از حادثه ناگوار فرزندش بیخبر است و احوال فرزندش را از ما میپرسد. ما نباید با کمال قساوت بغتةً خبر ناگوار را بدهیم، و یا آنکه کسی سخنی درباره کسی گفته و یا عملی انجام داده که اگر آن دیگری مطلع شود مفسده عظیمی بپا میشود، و سایر مواردی که فقها و اخلاقیون گفتهاند. مثل اینکه گوینده آن سخن که «دروغ را مطلقاً نباید گفت» در عمل راستگو نبوده و این موجب سوءظن و تأملی در زردشت است. در زمان خود ما هم میبینیم کسانی که تاروپود وجودشان از دروغ است، حامی تز «دروغ مگو حتی در موقع مصلحت» میباشند.
در محفلی همین مطلب را گفتم. یکی از دوستان این مَثَل را آورد که مردی خروسی به دو قران خرید و به خانه برد. زنش تا چشمش به خروس افتاد جیغ کشید و صورت خود را پوشانید و گفت: این چیه به خانه آوردهای، مرد باغیرت هم این کار را میکند؟ ببر بیرون. مرد خروس را برد که پس بدهد. مرغ فروش گفت: چرا پس آوردی، قیمت این بیش از این مقدار است. گفت: به هر حال این را بگیر و پولم