یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢ - ربا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٣٢٢
ایراد المیزان بر بیان غزالی:
المیزان ایرادی که میگیرد این است که اصل مبنا را یعنی اینکه پول فیحد ذاته کالا و مطلوب بالذات نیست و ارزش واقعی ندارد، مورد ایراد قرار میدهد و فروع آن را نیز ابطال میکند.
بدون شک نمیتوان گفت که موادی که پول از آنها انتخاب میشود فاقد ارزش میباشند. اگر اینچنین بود نمیتوانست پول باشد.
اسکناس ارزش واقعی ندارد (رجوع شود به ص ٣٣٩):
ولی به عقیده ما ارزش پول صد درصد تابع ارزش واقعی مادهای که از آن ساخته شده است نیست. حتی در پول فلزی، خود سکه به پول اعتبار میدهد و تفاوت مسکوک و غیر مسکوک به مقدار کاری که روی آن صورت میگیرد نیست زیرا آن کار، مثلًا عکس فلان پادشاه یا ملکه، ارزشی برای مصرف کننده ایجاد نمیکند. سکه تعهد و ضمانت دولت است. پس در حقیقت مبلغی از ارزش پول را اعتبار ایجاد کرده است و این اعتبار ضمانت است از طرف دولت که در قبال آن حاجتهای واقعی مردم را رفع کند. از اینجا واضح میشود که به طریق اولی اسکناس ارزش واقعی ندارد. اسکناس نیز تعهد و ضمانت دولت است ولی [اینکه] آیا این ارزش اعتباری از آن جهت است که پشتوانه طلا در کار است و اسکناس نماینده طلاست و یا ضمانتی است نظیر ضمانت سکهها، مطلب دیگری است. به عقیده ما ایرادی که بر بیان غزالی هست بیشتر از این جهت است که فرض کرده در ربا پول مطلوب بالذات است.
این بیان اولًا نقض میشود به تجارت. در تجارت نیز هدف تاجر تبدیل پول کوچک به پول بزرگ است. جریان تجارت عبارت است از: «پ کوچک- ک- پ بزرگ». پس تجارت و مضاربه نیز باید حرام باشد.
ایرادهایی که به عقیده ما بر بیان غزالی وارد است:
ثانیاً در هیچ یک از اینها ولو آنکه هدف تحصیل پول زیادتر است، دلیل بر این نیست که پول مطلوب بالذات شده است. ذخیره کن و رباگیر هر دو طالب ازدیاد ثروت میباشند. پول در نظر آنها از آن جهت مطلوب است که با داشتن آن بالقوه همه چیز را دارند به علاوه اینکه برای ذخیره کردن از هر چیز دیگر بهتر است.