یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢ - ربا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٣٠٢
انسان باشد (مانند مولّد بودن کارخانهها و هر افزاری) و خواه آنکه رابطه بین اثر و اثرِ اثر رابطه علت فاعلی باشد یا رابطه علت قابلی باشد [١] و خواه آنکه اثرِ اثر یک امر حقیقی و یک کمال واقعی یا یک امر اضافی و اعتباری که ایجاد ارزش میکند بوده باشد. مثلًا مالالتجاره قابل است که مورد تجارت قرار بگیرد. واضح است که با تجارت کردن، کمالی واقعی در مالالتجاره ایجاد نمیشود ولی همان نقل و انتقالی که تاجر روی مالالتجاره انجام میدهد و آن را به مشتری نزدیک میکند ایجاد ارزش میکند و چون مالالتجاره قابل این عمل است لذا مالک مالالتجاره در این ارزش سهیم است و بر این اساس مضاربه تصحیح میگردد. (رابطه تجارت با عامل رابطه علت فاعلی است و رابطه آن با سرمایه شبیه رابطه علت قابلی است).
خلاصه آنکه ما قبول داریم که انسان مالک نتاج ملک خود میباشد (به هر نحوی که تعلق نتاج به ملک باشد).
ارزش پول ارزش بعد المبادله است:
ولی پول به هیچ نحو مولّد نیست. پول از آن جهت که پول است فقط قابلیت دارد که تبدیل شود به متاع دیگر و همین جهت ملاک ارزش پول است و به اصطلاح ارزش پول در سلسله معلولات مبادله است، ارزش مابعدالمبادله است برخلاف ارزش کالاها که در سلسله علل مبادلات است یعنی ارزش ماقبل المبادله است، و خود مبادله چه در پول و چه در غیر پول از نوع منافع و آثار تولیدی نیست که شیئی را بتواند به شکل سرمایه درآورد. قابلیت مبادله که امری اعتباری است لازمه مملوکیتهای فردی است. به عبارت دیگر مبادله ارزش شیء را علاوه نمیکند. خلاصه هر متاعی قابل مبادله است
[١]. اولی مانند منافع حیوان که اگر کسی حیوانی تولید کند، حیوان مولّد شیر و غیره است و رابطه بین حیوان و شیرش رابطه علت فاعلی و فعل است. و دومی مانند پنبه که قابل است تبدیل به پارچه شود، که رابطه بین کمال پارچه بودن و پنبه رابطه قابلی است چنانچه رابطه بین آن و بین کارگری که پنبه را تبدیل به پارچه کرده است رابطه فاعلی است و بر این اساس کمال حاصل، تعلقی به مالک پنبه دارد و تعلقی به کارگر.