یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨ - درد انسان و دوای او در خود اوست
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ١٨
(صفحه ٣٠٤):
و لاتتکلن علی کفایة احد وقف عند کل امر حتی تعرف مدخله من مخرجه قبل ان تقع فیه فتندم واجعل قلبک قریباً تشارکه و اجعل عملک والداً تتبعه و اجعل نفسک عدواً تجاهده و عاریة تردها فانک قدجعلت طبیب نفسک و عرّفت ایة الصحة و بین لک الداء و دلّلت علی الدواء، فانظر قیامک علی نفسک ...
١٠. نقطه مقابل دواؤک فیک و داؤک منک چند فکر است: الف. اینکه اصلًا توجهی به درد و دوای اخلاقی و اجتماعی نیست، مثل جوامع همجی و جاهلی که احساس درد و ضعف و نقص و عیب و تأخّر نمیکند و هرگز آینه و مقیاسی در دست نگرفته است، فقط درد حسی از قبیل درد دندان و چشم و زخم پا و خارپا و دمل و کورک و اثر شمشیر و دلدرد و دردسر را احساس میکند و بس، به خلاف دردها و بیماریهای اخلاقی و اجتماعی.
ب. اینکه احساس درد میکند ولی منشأ درد را نمیشناسد و راه چاره را نمیداند، همانطوری که مردم همجی و جاهلی بیماری را احساس میکنند ولی منشأ درد را جنزدگی و نظر کردن و غیره میدانند. اعتقاد به تطیر و امثال اینها در حوادث، از این قبیل است.
١١. به هر حال یکی از افکار صحیح که در مشرق زمین در لباس عرفان و اشراق و تصوف و در مغرب زمین در لباس یک فکر عملی زندگی درآمده همین فکر است که دواؤک فیک و داؤک منک، درد انسان در هر ناحیه از نواحی اخلاقی و روحی و اجتماعی ناشی از خودش است و دوای آن دردها هم خارج از وجودش نیست. قانون و قاعده و اصلیاست گسترده به همه شئون انسان. معنی این جمله این است که کلید سعادت و شقاوت تو به دست خودت است، تو موجودی هستی که خودت باید خود را بسازی (کن عصامیاً لا عظامیاً)، خودساخته باش، بلکه به یک معنی همه کس خودساخته