یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣ - ربا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٣٣٣
فایده است و تاجر علت فاعلی آن و متاع علت قابلی آن است. از این مطالب در المیزان سکوت شده است.
فرق تجارت با بیع عادی:
یادداشتها ج٤ ٣٣٣ ربا ..... ص : ٢٩٠
دله به منظور رفع حاجت بایع و مشتری پدید آمده است، یعنی هریک از بایع و مشتری واقعاً طالب متاع دیگری است ولی در تجارت غرض تاجر بالاصالة متعلق به کالا نیست [١] لیکن همواره کار تاجر از دو طرف منتهی میشود به حاجت واقعی تولید کننده و مصرف کننده برای مبادله (مانند وجودهای واجب بالغیر که منتهی به واجببالذات میشوند). این مطلب نیز در المیزان روشن بیان نشده است.
٥. میفرماید: مبادله در مورد تبدیل متاعی به متاع مغایر آن مقصود است و اما تبدیل متاع به مثل آن غرض عقلایی در آن نیست مگر در قرض.
حقیقت قرض و بحث با المیزان:
این سخن که مبادله عقلایی را منحصر به مورد مغایرت متاعها بدانیم صحیح است، ولی این سخن که قرض را از قبیل مبادله و معاوضه بدانیم صحیح نیست، زیرا که حقیقت قرض عبارت از تبدیل وجود فیالعین به وجود فیالذمه است. به عبارت کاملتر که مفید مالکیت مقترض نیز بشود تملیک به ضمان است، چنانچه بیان کردهایم. و اگر قرض معاوضه باشد فرقی با بیع نخواهد داشت.
٦. سپس در علت تحریم ربا چنین میفرماید: الربا انما یکون عند اضطرار المشتری او المقترض الی ما یأخذه بالاعسار و الاعواز بأن یزید قدر حاجته علی قدر ما یکتسبه من المال کأن یکتسب لیومه فی اوسط حاله عشرة و هو یحتاج الی عشرین فیقترض العشر الباقی باثنیعشر لغد و لازمه ان له فی غده ثمانیة و هو یحتاج الی عشرین فیشرع من
[١]. تاجر از این نظر نظیر کارگر مزدبگیر است که از عمل خود تحصیل پول میکند که با پول حوایج خود را رفع کند.