یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٢ - ربا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٣٣٢
نقادی میکنیم:
نارساییهایی که در بیان المیزان هست:
١. در مقدمه بحث، کار را اساس مالکیت معرفی میکند ولی از اینکه آیا تنها راه تملک، کار است یا طرق دیگر هم هست سکوت میکند. سپس در وضع پول سخن میگوید و بیان نمیکند که آیا ارزش طلا و نقره از چه جهت است، تنها از جهت قلّت وجود آنهاست یا از راه مفید بودن و قابل حصر بودن است؟ و اگر ملاک ارزش را فقط کار بدانیم، پس ارزش طلا و نقره چگونه تصحیح میشود؟ همه این مطالب مسکوت عنه و مبهم است.
٢. دو خاصیت پول را (که یکی مقیاس ارزش واقع شدن و دیگری وسیله مبادله بودن است) از یکدیگر تفکیک نکرده است.
٣. اشاره به مرحله پیش آمدن کسب و تجارت میکند [١]، با توجه به اینکه در تجارت، کار از پول شروع میشود و به پول ختم میشود لیکن از پول کوچک به پول بزرگ. و در اینجا تعبیر المیزان چنین است: ثم افتتح باب الکسب و التجارة بعد رواج البیع و الشری بأن تعین البعض من الافراد بتخصیص عمله و شغله بالتعویض و تبدیل نوع من المتاع بنوع آخر لابتغاء الربح الذی هو نوع زیادة فیما یأخذه قبال ما یعطیه من المتاع.
و بیان نمیکند که حصول زیاده برای تاجر بر چه اساسی مشروع است. آیا صرف ابتغاء ربح بدون هیچ عملی منشأ آن است؟ ما بیان کردهایم که حصول ربح برای تاجر براساس عملی است که انجام میدهد (نقل کالا و تقریب آن به مشتری و عرضه کردن آن) و این عمل اگرچه تغییر واقعی در کالا ایجاد نمیکند ولی مصحح کسب
[١]. فرق بین این مرحله و مرحله مبادله بدوی این است که در مرحله مبادله بدوی جریان به صورت ک- پ- پ- ک است و در تجارت به صورت پ- ک- ک- پ است.