یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦ - دنیای مذموم یا دنیا از نظر دین
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٧٦
قبیل: رأس کل خطیئة حب الدنیا و یا حب المال و الجاه ینبتان النفاق فیالقلب نیز مؤید آن خیال شده باشد.
گذشته از اینکه هر میلی به خودی خود حکمتی دارد و قطع آن میل به فرض امکان نظیر قطع عضو بدن است که نقص است و گذشته از اینکه ریشهکن کردن هیچ میلی امکانپذیر نیست، از نظر منطق دین هم- همانطوری که در ورقه جداگانه گفتهایم- صرف علاقه به اموری که مایه زندگی است مذموم نیست [١]. آن چیزی که مذموم است اقتصار و اکتفا و رضا و اطمینان به دنیاست. دنیاپرستی معنیاش قناعت به دنیا و اخلاد الیالارض است، نظیر اینکه اگر کسی فرزندی داشته باشد و موقع مدرسه رفتنش برسد و او علاقه به مدرسه نداشته باشد و همه علاقهاش به بازی و شکم باشد، آنچه از او مذموم است علاقه به بازی و خوردن نیست بلکه این است که علاقه به مدرسه ندارد و همه علاقهاش به بازی و خوراک است و لهذا اگر میل به بازی یا میل به خوراک آن بچه بکلی از بین برود فوراً پدر و مادر به فکر معالجه او میافتند.
هر میلی در انسان نیرویی است. پیغمبران نیامدهاند میلها و نیروهایی را از بین ببرند، بلکه آمدهاند- همانطوری که در ورقه تزکیه نفس و ترک دنیایی که نیرو و آزادی است گفتهایم- که نیروهایی از وجود انسان را آزاد و میلهای عالی را که طبعاً بعد از میلهای طبیعی باید حادث شود تحریک و تهییج کنند. این است معنی اینکه پیغمبران آمدهاند که آزادی معنوی بدهند و از جنبه تربیتی یعنی وجود انسان را از بستگی و انحصار خارج میکنند، از زندان خارج میکنند. آدم غیر زندانی به معنی این نیست که هیچ وقت در زندان قدم نمیگذارد،
[١]. به عبارت دیگر اگر مقصود از علاقه به دنیا صرف ارتباط عاطفی است، نمیتواند مذموم باشد؛ یعنی انسانِ مجرد از این عواطف و میلها ناقص است. این میلها کانالهای ارتباط است و وجودشان ضروری است و فطری است و در همه انبیا بوده است. و اگر مقصود از علاقه، وابسته بودن و اسارت است، مطلب درست است و این است مفهوم دنیازدگی.