یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠١ - یادداشت روح و مسأله خود واقعی و خود خیالی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥٠١
هرکاری که انسان انجام میدهد «صورتی» از آن کار، متناسب با هدفی که انسان دارد و متناسب با قوهای که از آن سرچشمه گرفته است، در نفس پیدا میشود [١] و همین صورت در صورت تکرار ملکه میشود و صورت روح انسان میگردد و ماهیت انسان را به حسب واقع تشکیل میدهد. این مطلب ریشه تبدل و قابلیت مسخ شدن انسان را میرساند، همچنان که اصل دیگر- که قبلًا هم اشاره کردیم یعنی اینکه انسان یک ماهیت بالقوه است و در این جهان تعین و تشکل مییابد [چنین است] و اصل دیگر اینکه انسان از خود واقعیتی ولو بالقوه دارد (مسأله فطرت انسانی) و طرح خاصی دارد به حسب استعدادها و هدف خلقت که آن باید در انسان پیاده شود تا انسان، انسان واقعی باشد [٢].
١٨. سه مسأله است در مسأله اخلاق و انسان ناقص: الف. انسان ناقصالهویة و ناقص الشخصیة و کاستی گرفته و ناقص ب. انسان متعدد الشخصیة و متجزی الهویة که تعبیر دوم بهتر و رساتر است، انسان ناهماهنگ و قطعه قطعه شده [٣].
ج. انسان متبدل الشخصیة و مسخ شده که هویتش به چیز دیگر غیر انسان تبدیل یافته است و مسخ شده است و از خودبیگانه شده است.
البته نقطه مقابل این سه قسم؛ انسان کامل الشخصیة است.
١٩. میتوان گفت حتی حسد و کبر و بخل و سایر بیماریهای اخلاقی نیز نوعی خود را گم کردن است. منشأش هر چه باشد، ماهیت این است که همت متوجه چیزی شده است که یک هدف انحرافی است، مثلًا هدف زیان رسیدن به غیر یا بزرگنمایی خود و تحقیر دیگران و یا گردآوردن ثروت است.
[١]. رجوع شود به ورقههای مسائل پراکسیس.[٢]. رجوع شود به نمره ٣٧ که بحث مفصلی شده است.[٣]. رجوع شود به ورقههای تربیت و هماهنگی و به صفحه ٤٩٩.