یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥ - دین و زندگی و تمدن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ١٤٥
مسائل حاکم بر طبیعت و مسائل محکوم طبیعت:
بشر احتیاج به چیزی دارد که طبع را مطیع و رام و اصلاح کند، در صورتی که علم ابزار کوچکی است به دست طبع سرکش.
تمدن در سطح مسائل محکوم طبیعت است:
٤. تمدن فقط وسیله در اختیار بشر قرار میدهد. خود علم به تنهایی نیز جز اینکه وسیلهای باشد چیز دیگر نیست، تیغ دادن در کف. تمدن توانسته است همه وسایل را عوض کند و هر روز وسیله نوی و مدل نوی و سیستم نوی عرضه داشته است. چیزی را که قادر نیست [نو کند] و همانطور کهنه باقی گذاشته خود انسانهاست [١]، زیرا هدف آنها همان هدفهاست الّا اینکه هرکس را از لحاظ هدفهای خودش کمک کرده است و هرکس در هر راهی که میرفته سریعتر میرود و لهذا غلط است که کسی وسایل جدید را خوب مطلق بداند، و غلط است که آنها را بد مطلق بداند.
خوب و بد وسایل مربوط است به طرز استفاده، و طرز استفاده مربوط است به اخلاق، و اخلاق مربوط است به دین:
خوب و بد آنها مربوط به کیفیت استفاده انسانهاست، و کیفیت [استفاده] انسانها مربوط است به هویت اخلاقی خود انسانها، یعنی به اینکه این انسان دارای چه ایدهآلی باشد، دارای چه اهدافی باشد، آخرین هدف و آخرین آرزویش چه باشد، راهی را که انتخاب کرده چه راهی و به سوی چه هدف و نتیجهای است.
علم فقط رنگ و ظاهر انسان را عوض میکند نه ماهیتش را:
٥. گفتیم که تمدن توانسته همه چیز را عوض کند الّا اینکه قادر به عوض کردن خود انسانها نشده است، و حتی علم که یاد گرفتن یک عده فرمولها و قاعدهها و مسائل و مطالب است نیز قادر به عوض کردن خود انسانها نیست، بلکه ماهیت و هویت فرد همان است که بود؛ رنگش، لباسش، عرضی از اعراض واقعی و یا یک رنگ موقتی او عوض شده است، از رنگ روح هم کمتر است، عاریهای است از عاریهها. به قول ملای روم:
[١]. رجوع شود به مقدمه کتاب محمد خاتم پیامبران.