یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧ - یادداشت دین و مسئولیت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ١٣٧
مسئول گردش ماه و خورشید باشد یا نمیتواند مسئول رابطه نژادی خودش باشد که چرا فرزند فلان شخص شد نه فلان شخص دیگر، زیرا آن را خود انتخاب نکرده است؛ جهان، مشیت الهی، قضا و قدر، قوانین جبری عالم برایش انتخاب کرده است. همچنین هیچ کس نمیتواند مسئول بلندی و کوتاهی، سیاهی یا سفیدی رنگ، زشتی یا زیبایی چهره یا اندام خودش باشد.
ولی اینجا یک مطلب هست که در اسلام و سیستم اخلاقی اسلامی به شکلی مطرح است و در فلسفههای جدید، خصوصاً اگزیستانسیالیسم، به گونهای دیگر و با نامی دیگر مطرح است و آن اینکه آیا انسان مسئول «چیستی» و «ماهیت» خودش هست یا نه؟
این تعبیر امروزی مسأله است. تعبیر دیروزی و قدیمی مسأله این است که آیا انسان مسئول «خُلق» خود هست یا نه؟ میدانیم که انسان مسئول «خَلق» خود نیست، خُلق چطور؟ و چه فرقی میان خَلق و خُلق هست؟ در حالی که هر دو مربوط است به ساختمان انسان و لهذا از یک ماده اشتقاق یافتهاند، یعنی اشتقاق دلیل توجه علمای اخلاق به این جهت است. خُلق یعنی ارکان شخصیت روحی انسان و خَلق یعنی ارکان ساختمان جسمی انسان. به عبارت دیگر آنچه مربوط است به ارکان شخص انسان، خَلق است و آنچه مربوط است به ارکان شخصیت انسان، خُلق است.
اگر از یک مرحله جلوتر بخواهیم بحث کنیم، باید اینگونه وارد شویم که فلاسفه امثال افلاطون، ارسطو، بوعلی معتقد بودند که نفس انسان از نظر جوهر ذات تام و تام [] آفریده شده است (یا قبل از بدن از نظر افلاطون ویا معالبدن آنچنانکه ارسطو و بوعلی معتقد بودهاند). علیهذا ارکان شخصیت و جوهر واقعی نفس انسان، خارج از اختیار و عمل انسان درست شده است و اخلاق و ملکات برای انسان، یعنی یک سلسله عوارض و حالات خارج از جوهر انسان، به منزله زینتهایی است که بر پیکرهای ملحق میشود، به منزله آرایش است و یک لباس است بر پیکره نفس و روح انسان، همچنانکه