یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٠ - یادداشت روح و مسأله خود واقعی و خود خیالی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥١٠
جملههای بالا، خصوصاً قسمت اخیر فوقالعاده با ارزش است.
٢٦. اقبال در احیای فکر دینی، صفحه ٢٠٤ میگوید:
منِ سرگردان اروپایی از نظر اقبال:
مثالیگری اروپا هرگز به صورت عامل زندهای در حیات آن درنیامده و نتیجه آن پیدایش «منِ» سرگردانی است که در میان دموکراسیهایی ناسازگار با یکدیگر به جستجوی خود میپردازد که کار منحصر آنها بهرهکشی از درویشان به سود توانگران است. سخن مرا باور کنید که اروپای امروز بزرگترین مانع در راه پیشرفت اخلاق بشریت است.
در ورقههای مکتب انسانیت از داریوش آشوری نقل کردیم چیزی را که قسمتی از آن این است:
آن بورژوازی پرشوری که باستی را فتح کرد و پرچم ناسیونالیسم را برافراشت امروز چیزی ندارد که به آن بیندیشد مگر بیاندیشگی. نسل جوان اروپایی بر نقطه پوچ ایستاده است. امروز غرب دارد صادراتش را تحویل میگیرد: آشوب اجتماعی، نومیدی، سرگردانی، حس حقارت، نهیلیزم را. او همه اینها را به ملتهای دیگر تحمیل کرده بود ...
سارتر با آن مشرب عارفانه و آزادیاش از هر چه رنگ تعلق پذیرد، نمونه دیگری از روح غربی است که با نوعی حس گناه میخواهد جبران مافات کند ... سارتر امروز نماینده آن تمایل روشنفکرانه در غرب است که میخواهد با افکندن خود به دامن بشریتی کلی، خود را از اضطراب خالی شدن زیر پایش برهاند ... با جانشین کردن هومانیسم به جای مذهب، از خدای کلی بشریت که جانشین خدای کهن شده است برای خود و تمام غرب طلب آمرزش میکند.