یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٨ - یادداشت روح و مسأله خود واقعی و خود خیالی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٤٩٨
همیشه جنگ خود با خود، جنگ خود با ناخود است [١].
١١. انسان در رابطه روحی و معنویش با اشیاء سه گونه میتواند باشد: صرفاً ارتباط و کانالی در بین باشد و حالت بیتفاوتی. دیگر اینکه او ضمیمه اشیاء بشود، یعنی حالت روحی به نحوی باشد که خود واقعی انسان کناری بیفتد و خود انسان آن شیء بشود به طوری که خودش را او ببیند و او بداند، آن وقت است که آن شیء ملکه روح میشود و مصداق من احب حجراً حشره اللَّه معه میشود. سوم اینکه آن شیء ضمیمه روح انسان بشود، یعنی روح شخصیت واقعی و خود واقعیاش را که یاد خداست حفظ کند و اشیاء را برای مقصد و مقصود نهایی خود بخواهد. این است معنی دنیای مذموم و دنیای ممدوح.
آیه کریمه که میفرماید:
کالذی استهوته الشیاطین فی الارض حیران له اصحاب یدعونه الی الهدی ائتنا قل ان هدی اللَّه هوالهدی و امرنا لنسلم لرب العالمین [٢]. (انعام، ٧١) ایضاً آیه کریمه:
ضرب اللَّه مثلًا رجلًا فیه شرکاء متشاکسون و رجلًا سلماً لرجل هل یستویان مثلًا.
تجزیه و شکاف در شخصیت (ر. ک:
ص ٥٠١):
آقای قهرمانی تعبیر خوبی داشت، میگفت: انسان، عالی است و
[١]. و ترکیب انسان از روح و لجن، ترکیب عقل با شهوت، ترکیب خود با ناخود است، البته نه به مفهوم افلاطونی که خود (روح) را از جای دیگر آوردند و در ناخود (بدن) زندانی کردند، بلکه به مفهوم صدرایی که روح تکاملیافته بدن است و هر حرکت تکاملی عبور از خود به خود است، از خود ناقص به خود کامل است، در حقیقت از پوسته به هسته است که روزی هسته عین پوسته بوده است.[٢]. رجوع شود به نمره ٢٢.