یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٤ - یادداشت روح و مسأله خود واقعی و خود خیالی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥١٤
آنچیز آفت است و بیماری- نیز نمیشود. اثرش فقط این است که مختصات واقعی خودش را از دست میدهد. درست مانند بیماریهای جسمی که هر میکروبی خودش برای خودش یک وجود خوبی است و برای انسان آفت است، الّا اینکه در اینجا وجود عینی آن چیز مثلًا طلا یا اسب یا الاغ یا خانه آفت نیست بلکه وسیله است و بسیار وسیله خوبی هم هست، وجود ذهنی و فکری و عشقی و غایی و ایدهآلی او آفت است. این نوع آفت صد درصد از درون خود شیء آفتزده میجوشد و مربوط به تزاحمات عینی اشیاء نیست.
این آفتهای ذهنی و فکری از آن نظر که قوای ادراکی را صد درصد به خود مشغول میدارد و آگاهی را به خود جذب میکند، موجب «غفلت» و ناآگاهی و بیخبری و از خود بیخود شدن انسان میگردد و بالاخره موجب سلب آگاهی انسان از خود میشود و ضد خودآگاهی است، و از آن جهت که عشق و میل و خواست را به سوی خود جذب میکند موجب بیتوجهی به ارزشهای واقعی «خود» میگردد و همه ارزشها همان ارزشهای شیء مطلوب میگردد. تمام ارزشهای اصیل انسانی در ارزشهای یک شیء دیگر محو و فانی و نابود میشود و انسانیت منهای ارزش میگردد، و حال آنکه انسان باید توجه به ارزشهای انسانی خود داشته باشد، کرامت و عزت و شرف انسانی و حریت انسانی و برگزیدگی انسانی خود را بالاترین ارزشها و بالاترین محبوبها و مطلوبها و ایدهها بداند. خلاصه اینکه به جای ارزشهای انسانی و ایدههای انسانی، امور غیر انسانی و دون انسانی به صورت ارزش و ایده درمیآیند.
کرامت نفس:
همچنان که خود ما در ورقههای کرامت نفس گفتهایم، در اخلاق اسلامی مبنای اصلی همین احساس است، یعنی همه ارزشهای انسانی و اخلاقی در این است که انسان به خود باز آید و واقعیت نفس خویش را آنچنان که هست دریابد و آن وقت است که گوهر ذات خویش را مغایر و مباین و متعالی از آنچه رذایل اخلاقی نامیده میشود ادراک میکند.
اینچنین بازآمدن به خود ودرک ارزشهای واقعی فرع بر این