یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢ - دین منسوخ شدنی نیست
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ١٩٢
تحول و دگرگونیهای عظیم و نو و کهنه شدنهای عجیب روزگار، دین قابل بقاست یا اینکه او هم بالاخره باید روزی برود؟ وقتی که فرضیههای علمی اینقدر نو و کهنه میشوند، دین هم چنین است؟ ٢. حکما راجع به اینکه چه چیز قابل بقاست و چه چیز نیست، قاعدهای را به ثبوت رسانیدهاند که: القسر لایدوم، یعنی حرکت و جنبشی که برخلاف مقتضای طبیعت حرکت کننده باشد قابل دوام نیست [١].
جریانهای جهان بر دو قسم است: طبیعی و غیر طبیعی. یک جریان غیر طبیعی را موقتاً و با زور میتوان حفظ کرد ولی نمیتوان آن را برای همیشه ادامه داد. چرا چیزهای خوب و مفید باقی میماند؟
برای اینکه با طبیعت بشر توافق دارد.
٣. مقیاس طبیعی بودن یک چیز در زندگی اجتماعی بشر به این است که خود آن چیز خواسته بشر باشد یا تأمین کننده خواسته بشر باشد، زیرا خواسته بشر از طبیعت او سرچشمه میگیرد. به این صورت یک پدیده اجتماعی حالت طبیعی پیدا میکند.
اگر چیزی خود خواسته بشر باشد کافی است که آن چیز برای همیشه باقی بماند، مگر آنکه فرض کنیم طبیعت بشر و غرایز بشر عوض شود که مساوی است با اینکه بشر بشر نباشد و تبدیل به جنس دیگر گردد (و ما فعلًا از آن بحث نمیکنیم گو اینکه معتقدیم چون جنس دیگر از بشر کاملتر خواهد بود نه ناقصتر، یعنی بشر به حیوانیت برنمیگردد، باز هم دین باقی خواهد بود). مثلًا تشکیل خانواده و اولاد یک امر غریزی است. لهذا کمونیسم نیز نتوانست حتی در داخل خود آیین تشکیل خانواده را برهم بزند و کمونیسم جنسی اعلام کند و رابطه پدران و فرزندان را قطع کند. ولی اگر چیزی
[١]. و البته این به معنی این نیست که هر امر طبیعی فقط به حکم اینکه طبیعی است برای همیشه باقی است. قانون حرکت، امور طبیعی را نیز نو و کهنه میکند. البته مقصود بقای پدیده خاص نیست، مقصود بقای نوع شیء است و یا بقای قانون اجتماعی و خواسته بشری است.