مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣ - جبر علّیت
علم میخواهد اسم اینها را علت بگذارد بگذارد، هرچه میخواهد بگوید، ولی آن چیزی که من میگویم این نیست. علت محال است که از معلول خودش انفکاک زمانی داشته باشد و همین سبب میشود که فلسفه راه دیگری به این عالَم باز میکند و بُعد دیگری برای عالم قائل میشود. فلسفه به آن که در علوم (مثلا فیزیک) اسمش را میگذارند علت، میگوید مقدمه، مُعِدّ، مجرا. فلسفه میگوید عالم یک بستر زمانی دارد و علت واقعی که معلول را به وجود میآورد، حقیقتی است همزمان با او، و او غیب و باطن است و همان است که او را به خدا میرساند. از نظر فلسفه این علتهای مادی، حکم بستر را برای آب پیدا میکند؛ شما اگر میخواهید آبی از محلی به محل دیگر جاری کنید حتما جویی، لولهای، چیزی باید وجود داشته باشد تا آب از آنجا عبور کند، اما آن فشاری که این آب را به اینجا میآورد غیر از این جوی است. اصلا قوانین علیت درباره این علتهای مادی صادق نیست. ما این قاعده را که «علل یکسان معلول یکسان به وجود میآورد» در علل مادی جاری نمیدانیم، حتی قانون علیت و قانون جبر را هم در آنجا صد در صد جاری نمیدانیم؛ البته به یک معنا قانون علیت را جاری میدانیم، ولی آنهای دیگر را هرگز در آنجا جاری نمیدانیم.
مسأله حتمیت، مسألهای نیست که به هیچ وجه قابل انکار باشد. بله، اگر بخواهیم «علیت» را از «محسوسات» بگیریم [١]، اصلا قابل گرفتن نیست. اصلا اگر بخواهیم قانون علیت را از اول از علم بگیریم، ایرادهای بسیاری به خود قانون علیت وارد میشود.
[١]
. [یعنی به دست آوریم.]