مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٦ - « امر » در قرآن
قبل از ایشان، دیگران هم این مطلب را گفتهاند و آقای مهندس هم تا حدود زیادی در این کتاب به این نکته توجه کردهاند- و آن این است که کلمه «امر» در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شود [١] و امْرُ اللَّه و امْرُهُ گفته شود، وجهه انتساب اشیاء است به خدا مستقیما بدون دخالت عامل زمان و مکان، یا به عبارتی که این آقایان میگویند وجود دفعی اشیاء است نه وجود تدریجی، برخلاف «خلق» که هروقت در قرآن کلمه «خلق» گفته میشود، نظر به ایجاد تدریجی اشیاء دارد، یعنی اشیاء از آن جهت که به علل زمانی و مکانی خودشان ارتباط دارند: وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ [٢] و [٣]، یا: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ. ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکینٍ. ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَک اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ [٤]. پس وقتی «امر» گفته میشود، وجود دفعی مورد توجه است و دیگر صحبت تدریج در کار نیست: إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکونُ [٥] امر پروردگار این است:
چیزی را اراده کند و بگوید کنْ [٦] (باش!)، هست. یا: وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ کلَمْحٍ بِالْبَصَرِ [٧] امر ما جز یکی بیشتر نیست [مانند] چشم به هم زدن (ظاهرا «لمح» همان به هم زدن چشم است)؛ یعنی دیگر تدریج و وقت و زمان و این جور چیزها در آن نیست. در آیه دیگری میفرماید: أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ [٨]، هم خلق از آن اوست و هم امر.
آقایان این طور استنباط میکنند که در قرآن هر جا که کلمه «امر» آمده و امر را به خدا نسبت داده و گفته است چیزی امر خداست، یعنی یک وجودی است غیرتدریجی و غیرزمانی؛ یعنی «خلق» نیست. آیه «وَ یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ [٩] أَمْرِ رَبِّی» را این طور معنی میکنند: بگو روح از جنس امر پروردگار است نه از جنس خلق پروردگار. آسمان و زمین و کوه و دریا از جنس خلق پروردگار هستند، ولی روح از جنس امر پروردگار است؛ از جنس آن است که وَ ما
[١]. نه آنجا که به خدا نسبت داده نشود؛ مثلا گاهی «امر» در قرآن به ما نسبت داده شده: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ (نساء/ ٥٩)، اینجا معنایش این است: کسانی که صاحبان امر شما هستند، در واقع متصدیان امر شما. یا در جاهای دیگری کلمه «امر» به اشیاء نسبت داده شده است.[٢]. حال مقصود از شش روز هرچه میخواهد، باشد.[٣]. هود/ ٧.[٤]. مؤمنون/ ١٢- ١٤.[٥]. یس/ ٨٢.[٦]. همان «کنْ» گفتن، [فعل خداوند است]، همان طور که حضرت امیر علیه السلام فرمود: قَوْلُهُ فِعْلُهُ قول خداوند هماننفس فعل خداوند است.[٧]. قمر/ ٥٠.[٨]. اعراف/ ٥٤.[٩]. «مِن» را «منِ» جنس میگیرند.