مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٣ - نتیجه گیری از آیات قرآن
بودم)، گفت پدرم بعد از نماز شب به من گفت: برو ببین آقا ضیاء فوت کرده [١]؟ رفتم تحقیق کردم، دیدم همان شب در همان لحظات قبل فوت کرده. قضیه چه بود؟ گفت پدرم گفت: من در قنوت نماز وَتْر، مرحوم آقا شیخ محمدحسین را دیدم در حالی که میآمد. گفتم: کجا میروی؟ گفت: آقا ضیاء فوت کرده، من به تشییع جنازه او میروم.
نظیر اینها را البته اهل مکاشفه زیاد ادعا کردهاند. در اخبار و احادیث ما هم این چیزها خیلی زیاد است. نمیخواهم بگویم همه آنها درست است ولی اینقدر زیاد است که همه را نمیشود رد کرد. یک نمونهاش اینکه وقتی حضرت زهرا علیها السلام میخواستند به دنیا بیایند و زنهای اهل مکه از کمک کردن به حضرت خدیجه علیها السلام امتناع کردند، چهار زن آمدند برای اینکه به او کمک بدهند.
پرسید: شما کی هستید؟ یکی گفت: من حوّا هستم، دیگری گفت: من آسیه هستم، دیگری گفت: من مریم هستم و ... این همان تجلی کردن و ظاهر شدن روحهاست با بدنهای مثالی در این دنیای مادی. و اگر حرف علمای ارواح- که امروز ادعا میکنند- راست باشد، این یک تأیید علمی است بر آن چیزی که اولیای دین یا اولیای عرفان و مکاشفه گفتهاند.
اشخاصی مثل مرحوم فیض کاشانی معتقدند رجعتی که در آینده خواهد شد، نه این است که مردهها از قبر زنده میشوند، بلکه معنایش این است که عدهای از ارواح در یک وضع خاصی- به همین شکلی که عرض کردم- در این دنیا ظاهر میشوند. افرادی مثل مرحوم شاهآبادی (که در تهران بود و مرد باذوقی بود) و بعضی افراد دیگر معتقدند در بسیاری از مواردی که در قرآن نام «ملائکه» آمده، مقصودْ همان ارواحاند نه ملائکهای که از سنخ انسان نبودهاند. مثلا قرآن تصریح میکند که در جنگ بدر یا جنگهای دیگر گروهی از ملائکه به نصرت مؤمنین آمدند. این عده- که به نظر من حرفشان درست است [٢]- میگویند آن هزار ملائکهای که قرآن میگوید در جنگ بدر آمدند که شما را یاری کنند (که یاریشان هم به تعبیر قرآن فقط برای تقویت قلب بود نه یاری عملی) اینها انسانهایی بودند که آنها را رجعت (به همین معنایی که گفتیم) داده بودند، یعنی انسانهایی بودند که از عالمی دیگر در این دنیا ظاهر شده بودند.
بنابراین، مسأله رجعت با مسأله قیامت فرق میکند. اولا خود مسأله رجعت یک مسأله
[١]. مرحوم آقا ضیاء عراقی و مرحوم آقا شیخ محمدحسین اصفهانی هردو از علمای طراز اول بودند و به فاصلهیک هفته رحلت کردند.[٢]. قرآن هیچ وقت قول نداده «ملائکه» را تعریف کند و بگوید چیست. ملائکه در قرآن گاهی با قوای طبیعتتطبیق میشود، گاهی شامل یک ملک مقرّب مثل جبرئیل میشود، گاهی موجوداتی است در همین دنیا که از چشم ما مخفی است (به قول امروزیها دوبعدی یا شش بعدی و هفت بعدی است) و احیانا بر ارواحی که در این دنیا ظاهر میشوند اطلاق میشود.