مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٠ - ١ پیروی از ظنّ و گمان
الْأَرْضِ یضِلُّوک عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ» اگر تو بخواهی اکثر مردم روی زمین را پیرو باشی، اگر بخواهی پیرو بشر باشی (میخواهد بگوید پیرو بشر نباش) این را بدان اکثر مردم روی زمین این جورند که تو را منحرف میکنند، چرا؟ علت انحراف چیست؟ «إِنْ یتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یخْرُصُونَ» [١] زیرا جز گمان را پیروی نمیکنند و کارشان جز تخمین چیز دیگری نیست.
به خدا اگر آدم در همین یک آیه دقت کند عجیب چیزی میبیند؛ بعد در خودش دقت کند، بعد در مردم دیگر دقت کند، میبیند اکثر افراد و مکتبهای مخالف که در مقابل همدیگر قرار گرفتهاند، او به جزم چنین میگوید او به جزم چنان میگوید، اگر دل او را بشکافی جز یک سلسله گمانها چیزی نیست، در دل او هم جز گمان چیزی نیست. البته ممکن است یکی حق باشد. ٩٩%
مردم در عقایدی که شدید از آن عقاید دفاع میکنند از علمشان دفاع نمیکنند از گمانشان دفاع میکنند. راجع به خصوص مادّیین، قرآن همین منطق را دارد، میگوید اینها هیچوقت به «یقین به نفی خدا» نمیرسند و محال است برسند. راهی به این مطلب نیست. هر وقت در کمال جزم انکار خدا را میکنند بدان یک گمانی در ذهنشان آمده، این را به صورت جزم بیان میکنند:«وَ قالُوا ما هِی إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا» گفتند که جز این زندگی دنیا زندگی دیگری نیست، میمیریم و زنده میشویم؛ یعنی مردن و زندگی یک امری است که به حسب تصادف و اتفاق در سطح طبیعت رخ میدهد. تا اینجا را میشود بگوییم انکار معاد است ولی نه:«وَ ما یهْلِکنا إِلَّا الدَّهْرُ» آن چیزی هم که ما را میبرد جز دست طبیعت و روزگار چیز دیگری نیست. انکار خداست. قرآن در جواب اینها میگوید اصلا این منطق تو منطق متکی به علم نیست:«وَ ما لَهُمْ بِذلِک مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یظُنُّونَ» [٢] به همین چیزی که میگوید علم ندارد، گمان میبرد که این جور باشد؛ مثل اینکه ما میگوییم «فکر میکنم چنین باشد». بسیار خوب، آدم فکر میکند چنین باشد، اما «فکر میکند چنین باشد» غیر از این است که یقین دارد که چنین باشد. و اگر واقعا بشر بتواند خودش را قانع کند که از همین یک آیه پیروی کند ٩٩% اختلافات افراد بشر از میان میرود. بشر گمان میکند، اما وقتی میخواهد بیان کند نمیگوید گمان میکنم چنین است، میگوید جزماً چنین است.
پس در این آیه، قرآن منشأ خطای اکثریت مردم را پیروی نکردن از علم میداند، علم در مقابل گمان؛ یعنی یک مطلب، صد در صد روشن نشده دنبالش میرود. میخواهد بگوید این خطا بیشتر به فکر بشر بستگی ندارد، به اراده و اختیار بشر بستگی دارد. ما بشر را طوری ساختهایم که اگر در مسائل قناعت کند به آنچه که میداند، این همه گرفتار اشتباه نمیشود. اشتباه میکنند
[١]. انعام/ ١١٦.[٢]. جاثیه/ ٢٤.