مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١ - نیاز به رسالت
بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَ الْمِیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» [١] پیامبران خودمان را با دلایل و بینات فرستادیم، کتاب و مقیاس همراه آنها فرستادیم تا در میان مردم عدالت برپا بشود. پس معلوم میشود قرآن ارسال رسل را یک نیازی دانسته و برای آن اصالتی قائل شده است، و در اینجا حتی آن هدف دیگر [یعنی شناخت خداوند] را هیچ ذکر نمیکند؛ در جاهای دیگر ذکر میکند ولی در اینجا این هدف را ذکر نمیکند شاید برای اینکه نشان بدهد که عدالت اجتماعی هم اصالتی دارد و واقعا مورد نیاز است و باید باشد. پس قرآن که نظر داده است که از ضرورتهای زندگی بشر وجود عدالت است، وجود پیغمبران را برای برقراری عدالت لازم و ضروری میداند.
از نظر علمی چطور؟ از نظر مطالعات اجتماعی چطور؟ آیا چنین ضرورتی هست یا نه؟ راجع به این خیلی میشود بحث کرد، ما یک بحث مختصری عرض میکنیم، اگر باز نیاز باشد ممکن است که بیشتر بحث کنیم.
بشر یک موجود خاصی است که زندگیاش باید زندگی اجتماعی باشد یعنی بدون اینکه با یکدیگر زندگی کنند و با یکدیگر ارتباط داشته باشند و زندگی تعاونی داشته باشند امکانپذیر نیست، ولی بر خلاف سایر جاندارهای اجتماعی که به حکم غریزه و اجبار زندگیشان اجتماعی است، به حکم غریزه اجبار ندارد که زندگیاش اجتماعی باشد. مقصودم این جهت است که حیوانهای اجتماعی از طرف خود خلقت و طبیعت مسخر و مجبورند که اجتماعی زندگی کنند، تقسیم کار را خود خلقت و طبیعت در میان آنها انجام داده، قانون اجتماعیشان را خود خلقت جبرا برای آنها وضع کرده است و آنها هم به طور خودکار، کار خودشان را انجام میدهند. مثلا زنبور عسل، ما میخوانیم و میبینیم که تکلیف و وظیفه خودش را اجبارا میداند، یعنی لزومی نیست با تعلیم و تربیت یاد بگیرد و کوشش کند تا بفهمد راه چیست، اجبارا به او داده شده است، وظیفه و راه خودش را اجبارا میداند؛ پستها هم عوض نمیشود، هر کدام یک مقام معلومی دارند، آن که کارگر است، کارگر است و آن که مهندس است، مهندس است و آن که حاکم و حکمران و ملکه است، ملکه است، حتی ساختمان بدن اینها هم با هم متفاوت است؛ بر عکس بشر که باید زندگیاش زندگی اجتماعی باشد و به حکم اینکه یک موجود مختار و عاقل و آزادی آفریده شده است تمام اینها را خودش باید به اختیار خودش انجام دهد، خودش باید فکر [کند و] [٢] برای خودش انتخاب کند.
این نقصها از نظر غریزی در بشر هست به این معنا که به او این غریزه داده نشده است. حالا
[١]. حدید/ ٢٥.[٢]. [چند ثانیه روی نوار ضبط نشده است.]