مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١ - اصول داروین
مثلا اگر گفته شود که حیوانات به خاطر دفاع از خودشان مجبور بودهاند که از سر خود به عنوان سلاحی دفاعی استفاده کنند و به تدریج بر اثر این ضرورت روی سر آنها شاخ پیدا شده است، پس چرا گاو دو شاخ پیدا کرده و کرگدن یک شاخ وسط سرش پیدا شده و اسب اصلا شاخ پیدا نکرده است؟ ثانیا چرا در اثر تغییر شرایط محیط، آن عضوِ تغییر شکلیافته به شکل اول خود درنیامده است؟ مثلا امروزه دیگر آذوقه زرافه در سطح صاف و بر روی زمین هموار و نه لزوما در بلندیها یافت میشود، پس چرا گردنش کوتاه نشده است؟ بنابراین آقایان فلاسفه یک جنبه قضیه را میبینند و آن را به تمام موارد کلیت میدهند که این صحیح نیست، در حالی که ما باید فرضیه مذکور را به عکس تفسیر کنیم و بگوییم حیوانات مختلفی بودهاند؛ زرافه به همین صورت بوده، گاو به همین شکل، مگس به همین صورت و مار هم به همین شکل بوده است، منتها مار پاهای کوچکی داشته که چون وضع راه رفتنش به صورت خزیدن بوده، بعدها این پاهای کوچک حذف شده است. کما اینکه در مورد انسان هم این امر صدق میکند؛ بعضی انسانها بر حسب شرایط محیطی لاغر و چابک شدهاند، برخی بر اثر تابش زیاد آفتاب پوستشان سیاه شده و ... پس به طور صد در صد فرضیه مذکور را نمیشود پذیرفت.
استاد: جنابعالی نسبت به عرایض بنده چیز مخالفی نفرمودید، بلکه تأیید کردید. البته تا سخن امروز که ما حرف لامارک را نقل کردیم، بیان جنابعالی درست است؛ یعنی حداکثر همین مقدار است نه بیشتر. اما در نظریه داروین دلایل دیگری پیدا میشود که مثلا از راه تشریحهای مقایسهای رابطه نسلی موجودات را ثابت کردهاند. آن مسأله را هنوز طرح نکردهایم، بعد روی آن بحث میکنیم.
- فرمودید «اگر عضوی مورد احتیاج نبود چرا حذف میشود؟» از نظر زیستشناسی همانطور که هر عضوی که فعالیتش زیاد شد تغذیهاش به وسیله عروق و دستگاه تغذیه زیاد میشود، به همین ترتیب اگر فعالیتش کم شود تغذیه آن هم کم میشود و ممکن است این سیر تا جایی ادامه پیدا کند که دیگر آن عضو از کار بیفتد. این از نظر زیستشناسی توجیه علمی دارد.
استاد: صحبت در این نیست که جریان عملی به این صورت است، صحبت در این است که چرا این طور میشود؟ چرا بدن تدریجا جیره غذایی آن عضو را کم میکند؟ من در «چرا» ی این، حرف دارم. حتی در قوای روحی انسان هم همینطور است؛ مثلا وقتی انسان از حافظهاش استفاده نکند