مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٤ - نتیجه
اساسی است و شیعه از نظر شرایط زمامداری نیز ایرادهایی گرفتهاند و ایرادهای بجایی هم گرفتهاند ولی اصولًا مسأله امامت را تحت این عنوان طرح کردن که آیا شرایط امامت در ابوبکر جمع بود یا جمع نبود، صحیح نیست. اصلًا خود سنی هم به چنین مقامی اقرار ندارد. خلاصه مطلب به عقیده اهل تسنن این است که آنچه خدا درباره جنبههای ماوراءالطبیعی انسان گفته از آدم و ابراهیم و ... تا حضرت رسول، بعد از ایشان دیگر پایان یافت. از دوره حضرت رسول به این طرف، دیگر بشرها همه بشر عادی هستند، فقط علمایی هستند که از راه تحصیل عالم شدهاند و گاهی اشتباه میکنند و گاهی اشتباه نمیکنند، و زمامدارانی هستند که بعضی از آنها عادلند و برخی فاسق. مسأله در این حدود قرار میگیرد. دیگر آن بابی که ما داریم به نام باب حجتهای الهی، کسانی که پیوند با دنیای ماوراءالطبیعه دارند، [آنها ندارند و معتقدند که] با رفتن پیغمبر اصلًا این بساط برچیده و تمام شد.
شیعه جواب میدهد که [بعد از حضرت رسول] مسأله رسالت و اینکه بشر دیگری بیاید و قانون و دین دیگری برای مردم بیاورد تمام شد. یک دین بیشتر نیست و آن اسلام است و با پیغمبر اسلام رسالت و نبوت ختم شد اما مسأله حجت و انسان کامل که اولین انسان روی زمین چنین بود و باید آخرین انسان هم چنین باشد، هرگز در میان افراد بشر تمام نشده است. در میان اهل تسنن تنها طبقهای از متصوفه آنها هستند که این مسأله را قبول دارند منتها به نامهای دیگری. این است که ما میبینیم متصوفه اهل تسنن با اینکه متصوف هستند، مسأله امامت را در بعضی از بیانهاشان طوری قبول کردهاند که یک شیعه قبول میکند. محییالدین عربی، اندلسی است و اندلس جزء سرزمینهایی است که اهالی آن نه تنها سنی بودند بلکه نسبت به شیعه عناد داشتند و بویی از ناصبیگری در آنها بود. علتش این است که اندلس را ابتدا امویها فتح کردند و بعد هم خلافت اموی تا سالهای زیادی در آنجا حکومت میکرد. امویها هم که دشمن اهل بیت بودند و لهذا در میان علمای اهل تسنن، علمای ناصبی، اندلسی هستند و شاید در اندلس شیعه نداشته باشیم و اگر داشته باشیم خیلی کم است. محییالدین، اندلسی است ولی روی آن ذوق عرفانیای که دارد و معتقد است زمین هیچ گاه نمیتواند خالی از ولی و حجت باشد، نظر شیعه را قبول کرده و اسم ائمه علیهمالسلام را ذکر میکند تا میرسد به حضرت حجت و مدعی میشود که من در سال ششصد و چند محمّد بن حسن عسکری را در فلان جا ملاقات کردم. البته بعضی از حرفهایی که زده ضد این حرف است و اصلًا سنی متعصبی است ولی در عین حال چون ذوق عرفانی همیشه ایجاب میکند که زمین خالی از یک ولی به قول آنها (و به قول ائمه ما حجت) نباشد، این مسأله را قبول کرده و حتی مدعی مشاهده هم هست و میگوید من به حضور محمّد بن حسن عسکری که اکنون از عمرش سیصد و چند سال میگذرد و مخفی است رسیده و به زیارتش نائل شدهام.