مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٢ - روایتی از حضرت رضا علیه السلام
میگوید ما همه چیز را بیان کردیم یعنی دیگر چیزی باقی نماند؛ کلیات را گفتیم، جزئیات را هم بیان کردیم و گذاشتیم نزد کسی که بداند. همیشه کسی که اسلام را میداند در میان مردم هست. مَنْ زَعَمَ انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یکمِلْ دینَهُ فَقَدْ رَدَّ کتابَ اللَّهِ اگر کسی بگوید خدا دینش را کامل نکرده بر ضد قرآن سخن گفته و کسی هم که کتاب خدا را رد کند کافر است. وَ هَلْ یعْرِفونَ قَدْرَ الْامامَةِ وَ مَحَلَّها مِنَ الْامَّةِ فَیجوزَ فیهَا اخْتِیارُهُمْ کسانی که میگویند امامت انتخابی است، آیا اصلًا میدانند امام یعنی چه؟ اینها خیال کردهاند که انتخاب امام مثل انتخاب فرمانده است برای یک سپاه؛ در حالی که امام یعنی آن کسی که قرآن میگوید [با انتصاب او] من دین را تکمیل کردم و نیز میدانیم که جزئیات مسائل در قرآن نیست و حقیقت اسلام نزد اوست. مگر مردم میتوانند بفهمند که چنین شخصی کیست تا خودشان انتخاب کنند؟ مثل این است که بگویند پیغمبر را خودمان انتخاب میکنیم! انَّ الْامامَةَ اجَلُّ قَدْراً وَ اعْظَمُ شَأْناً وَ اعْلی مَکاناً وَ امْنَعُ جانِباً وَ ابْعَدُ غَوْراً مِنْ انْ یبْلُغَهَا النّاسُ بِعُقولِهِمْ اوْ ینالوها بِارائِهِمْ امامت از حد فکر مردم بالاتر است تا انتخابی باشد. مسألهای را باید گفت «انتخابی» که واقعاً تشخیصش با مردم است. دین هیچ گاه در مسائلی که مردم میتوانند تشخیص بدهند دخالت مستقیم نمیکند و اساساً دخالت مستقیم کردن دین در این گونه مسائل غلط است زیرا در این صورت فکر و عقل مردم برای کجاست؟ تا آنجا که منطقه، منطقه عقل و فکر بشر است خود بشر برود انتخاب کند اما وقتی که مطلبی از منطقه عقل بشر خارج و بالاتر است، اینجا دیگر جای انتخاب نیست. [امامت] اجَلُّ قَدْراً، اعْظَمُ شَأْناً، اعْلی مَکاناً، امْنَعُ جانِباً وَ ابْعَدُ غَوْراً است از اینکه مردم به عقل خودشان امام را درک کنند و در رأی خویش به او برسند و چنین شخصی را به اختیار خودشان انتخاب کنند. انَّ الْامامَةَ خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِها ابْراهیمَ الْخَلیلَ بَعْدَ النُّبُوَّةِ وَ الْخُلَّةِ اگر میخواهید معنی واقعی امامت را بفهمید [بدانید که امامت] غیر از این مسائلی است که مردم ما در این زمان میگویند که یک خلیفهای برای پیغمبر انتخاب کنیم ولی جانشین پیغمبر فقط کارهای مردم را اداره کند. امامت آن مقامی است که ابراهیم علیه السلام بعد از نبوت به آن میرسد و در آن حال خوشحال میشود و میگوید: وَ مِنْ ذُرِّیتِی و برخی از ذرّیه مرا هم خدایا به این مقام برسان، در حالی که میداند که چنین چیزی در مورد همه ذرّیه نمیتواند باشد. به او جواب میدهند: لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ این چیزی است که به ستمگر نمیرسد (که عرض کردیم در اینجا میگویند مقصود چیست؟ آیا یعنی ستمگر در حال ستمگری اعم از اینکه قبلًا هم ستمگر بوده یا قبلًا خوب بوده؟
میگویند این محال است که ابراهیم بگوید خدایا! [امامت] را به ستمگرانِ از ذرّیه من بده. پس لابد نظرش به خوبان ذرّیهاش بوده است. پاسخ دادند به خوبانی از آنها داده میشود که سابقه ظلم ندارند). فَابْطَلَتْ هذِهِ الْایةُ امامَةَ کلِّ ظالِمٍ الی یوْمِ الْقِیامَةِ وَ صارَتْ فِی الصَّفْوَةِ این امر در میان آن منتخَبهاست، در میان صفوه ذرّیه ابراهیم است. (صفوه به چیزی گویند مانند کرهای که از دوغ