مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٨ - مقصود از ظالم چیست؟
دارد. معصومین نسبت به آن چیزهایی که برای ما گناه است و گاهی مرتکب میشویم و گاهی اجتناب میکنیم، معصوم هستند و هرگز گناه نمیکنند ولی آنها هم مراحل و مراتبی دارند و نیز همه مثل همدیگر نیستند. در بعضی از مراحل و مراتب، آنها مثل ما هستند در این مرحله. همان طور که ما نسبت به گناهان عصمت نداریم، آنها [در آن مراحل و مراتب] عصمت ندارند. از آن چیزی که ما آنها را گناه میشماریم آنها معصوم هستند ولی چیزهایی برای آنها گناه است که برای ما حسنه است چون ما [به آن درجه] نرسیدهایم. مثلًا اگر یک شاگرد کلاس پنجم یک مسأله کلاس ششم را حل کند برای او فضیلت است و جایزه دارد اما اگر همان مسأله را شاگرد کلاس نهم حل کند چیزی برایش شمرده نمیشود و ارزشی ندارد. چیزهایی که برای ما حسنات است، برای آنها گناه است.
این است که ما میبینیم قرآن در عین حال به انبیا نسبت عصیان میدهد: وَ عَصی آدَمُ رَبَّهُ [١]، یا به پیغمبر صلی الله علیه و آله میگوید: لِیغْفِرَ لَک اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِک وَ ما تَأَخَّرَ [٢]. اینها میرساند که عصمت یک امر نسبی است، او در حد خودش و ما در حد خودمان. پس ماهیت عصمت از گناه، برمیگردد به درجه و کمال ایمان. انسان در هر درجهای از ایمان باشد، نسبت به آن موضوعی که نهایت و کمال ایمان را به آن دارد یعنی در مرحله لَوْ لا أَنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّهِ است، قهراً عصمت دارد؛ نه اینکه شخص معصوم هم مثل ماست، هی میخواهد به طرف معصیت برود، ولی مأموری که خدا فرستاده دستش را میگیرد و مانع میشود. اگر این طور باشد هیچ فرقی بین بنده و امیرالمؤمنین نیست چون هم من به طرف گناه میروم و هم او، منتها برای او یک مأمور فرستادهاند که مانع میشود ولی برای من مأمور نفرستادهاند. اگر مأمور خارجی مانع گناه کردن انسان شود که هنر نشد. مثل این است که شخصی دزدی میکند و من دزدی نمیکنم ولی من که دزدی نمیکنم به خاطر این است که همیشه پاسبانی همراه من است. در این صورت من هم مثل او دزد هستم با این تفاوت که او دزدی است که پاسبان جلویش را نگرفته و من دزدی هستم که پاسبان جلویم را گرفته. این، هنری نیست.
عمده در مسأله عصمت، عصمت از گناه است. عصمت از خطا مسأله دیگری است که آن نیز دوگونه است. یکی مسأله خطای در تبلیغ احکام است که بگوییم پیغمبر احکام را برای ما بیان کرده است ولی شاید اشتباه کرده، شاید خدا به گونهای به او وحی کرده و او اشتباهاً به گونهای دیگر گفته همان طور که ما اشتباه میکنیم؛ به ما میگویند برو این پیغام را برسان، بعد ما میرویم عوضی میگوییم. یعنی اصلًا اعتمادی به گفته پیغمبر نیست از باب اینکه ممکن است اشتباه کرده باشد.
قطعاً چنین چیزی نیست.
اما در سایر مسائل. در اینجا آقای مهندس کتیرایی خیلی سرعت قضاوت نشان دادند و به امیرالمؤمنین ظلم کردند و واقعاً ظلم فاحشی بود. شما چطور به این سرعت قضاوت کردید که اگر
[١]. طه/ ١٢١.[٢]. فتح/ ٢.