مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٠ - محکمات و متشابهات
قولهای زیادی از خود حضرت علی و دیگران شده بود که این امر [یعنی خلافت] امری است مربوط به مسلمین، و مسلمین باید نظر بدهند، اهل حلّ و عقد باید نظر بدهند، امر خلافت امر من نیست، آنها باید مشورت کنند و نظر و رأی بدهند. و دلایل خیلی زیادی جمع کرده بود در تأیید اینکه مسأله حکومت در اسلام یک امر انتخابی است و نه اینکه یک فرد جانشین خودش را تعیین کند. خواستم ببینم راجع به این گفتهها چه نظری هست؟
سوم اینکه به فرض که این دوازده امام به عنوان جانشین، یکی بعد از دیگری تعیین شدهاند (حالا یا به وحی خدایی و یا به صورت دیگر)، تکلیف قطعی به عنوان یک اصل انتخاب و تعیین جانشین (و نه شکل انتخاب) برای همیشه جامعه اسلامی چگونه است، یعنی آیا از پیش گفته بودند که بر طبق وحی خدایی فقط دوازده امام با این خصوصیات که معصومند و ...
میآیند و بعد از آن در دوره غیبت مثلًا باید به این صورت انتخاب باشد؟ آیا اینها تصریح شده؟ این استنباط خود ماست که چون اکنون امام دوازدهم حضور ندارد، میگوییم باید [در رأس حکومت] مجتهد جامعالشرایط باشد یا نباشد. ولی قرآن باید یک دستورالعمل اساسی برای مسلمین بدهد که [پس از پیغمبر ابتدا] عدهای را که معصومند اختصاصاً بر شما حاکم میکنیم، بعد از آن شما باید به مشورت خودتان [کسی را انتخاب کنید] یا فقیه شما حکومت کند. این قضیه هم بعد از امام یازدهم لاینحل میماند و باز دچار اشکالات و اختلافنظرهای بسیار است. این مسأله به چه صورت از نظر ما شیعه حل میشود؟
جواب: مقداری از اینها را ما در جلسات پیش عرض کردیم. باز شما مسأله را تنها به مسأله حکومت برگرداندید. این را ما در هفتههای پیش عرض کردیم که مسأله حکومت غیر از مسأله امامت است و از نظر شیعه مسأله حکومت در زمان امام نظیر مسأله حکومت است در زمان پیغمبر، یعنی حکم استثنایی دارد. همان طور که در زمان پیغمبر این مسأله مطرح نیست که با وجود پیغمبر تکلیف مسأله حکومت چیست، با فرض وجود و حضور امام در سطحی که شیعه بدان قائل است نیز مسأله حکومت یک مسأله فرعی و طفیلی است. اگر بخواهیم مسأله حکومت را به طور مجزا مطرح کنیم مسأله علیحدهای است که در زمان عدم وجود امام (که چنین زمانی نداریم) یا عدم حضور امام مطرح است و البته یک مسأله اساسی هم هست. و لهذا ما منکر أَمْرُهُمْ شُوری بَینَهُمْ نیستیم اما أَمْرُهُمْ شُوری بَینَهُمْ در کجا؟ آیا در امری که نصّی از قرآن رسیده و تکلیفش روشن است؟ در آن که نیست، بلکه در مواردی است که مربوط به حکمی از احکام الهی نیست و دستوری دربارهاش نرسیده است.
اما آن قضایایی که فرمودید در کتاب حکومت در اسلام نوشته شده. البته من استقصای کامل