مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٩ - محکمات و متشابهات
ما جَفَّتْ ارْجُلُکمْ مِنَ الْبَحْرِ حَتّی قُلْتُمْ لِنَبِیکمُ اجْعَلْ لَنا الهاً کما لَهُمْ آلِهَةٌ فَقالَ انَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلونَ [١] ما درباره پیغمبر اختلاف نکردیم، اختلاف ما درباره دستوری بود که از پیغمبر ما رسیده بود؛ ولی شما هنوز پایتان از آب دریا خشک نشده بود که از پیغمبرتان خواستید که همان اصل اول توحیدتان را زیر پا بگذارید، گفتید برای ما بتی بساز مثل اینها. پس خیلی تفاوت است میان آنچه برای ما رخ داد [و آنچه برای شما رخ داد.] ما درباره خود پیغمبر اختلاف نکردیم بلکه درباره این اختلاف کردیم که مفهوم و مفاد دستور پیغمبر چیست. ایندو با هم خیلی فرق دارد که کاری که به هر حال آن را انجام میدادند توجیهش در خارج این طور باشد (نه اینکه در واقع این طور بود) که بگویند [آنها که مرتکب این خطا شدند] خیال میکردند مقصود پیغمبر این بوده و در نتیجه گفته پیغمبر را به این صورت توجیه کردند و یا اینکه بگویند نصّ آیه قرآن با این صراحت را کنار گذاشتند یا قرآن را تحریف کردند.
سؤال: سؤالی را که آقای دکتر [کاظم] یزدی مطرح کردند، به این صورت مطرح میکنم که درست است که در قرآن باید اصل گفته شود ولی اصل جانشینی و حکومت در اسلام که مسلماً خیلی اهمیت دارد میبایست نه به عنوان اینکه [قرآن] اسمی آورده باشد بلکه به عنوان دستورالعمل خیلی تصریح میشد و مثلًا به پیغمبر وحی میشد که تو باید جانشینت را تعیین کنی و او نیز جانشین بعد را و همین طور تا آخر، یا انتخاب جانشین با مشورت باشد و یا به صورت انتخاب باشد. یعنی دستورالعمل جانشینی، برای اسلام که دینی بود که میبایست حکومت میکرد و حاکم لازم داشت، مسأله سادهای نبود که به حال خودش رها بشود و تصریح نشود. قضیه این نیست که اسم حضرت علی آورده بشود یا آورده نشود، بلکه با توجه به اینهمه اختلاف که درباره نحوه جانشینی و حکومت هست، باید دستورالعملی تعیین میشد که ای پیغمبر! بر توست که جانشین خودت را تعیین کنی. حالا ممکن بود راجع به اینکه جانشین کیست تفسیرات مختلف کنند ولی این دیگر قطعی بود که جانشین را پیغمبر خودش تعیین کرده بود و به عهده مشورت مسلمین نبود. همچنین آیا جانشین پیغمبر باید خلیفه بعدی یا امام بعدی را تعیین میکرد یا باید یک عدهای انتخاب میکردند یا مشورت میکردند؟ این قضیه از نظر قرآن آن طور که من میدانم مبهم مانده و به هر حال در این مورد دستورالعمل تصریحشدهای نداریم.
دوم آنکه من چندی پیش کتابی راجع به حکومت در اسلام خواندم. در آن کتاب نقل
[١]. نهجالبلاغه، حکمت ٣١٧.