مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٢ - قیاس از نظر شیعه
کردند. مسألهای پیش میآمد، میدیدند در قرآن حکم این مسأله بیان نشده است. به سنت (آن مقدار نقلهایی که دارند) مراجعه میکردند، میدیدند هیچ حکمی درباره آن وجود ندارد. بیحکم هم که نمیتواند باشد، چه کار باید کرد؟ گفتند «قیاس». قیاس یعنی ما براساس مشابهت میان مواردی که درباره آنها حکمی در قرآن یا سنت موجود است و مسأله مورد نظر، حکم کنیم بگوییم در فلان جا این طور گفته، اینجا هم که بیشباهت به آنجا نیست، همان حکم را دارد. شاید در آنجا که پیغمبر صلی الله علیه و آله فلان دستور را داده به این مناط و علت و فلسفه بوده، این فلسفه در اینجا هم وجود دارد، پس اینجا هم آن طور میگوییم. براساس «شاید» است. بعلاوه آنجا که سنت نارسا بود، یکی و دوتا نبود. دنیای اسلام مخصوصاً در زمان عباسیان توسعه پیدا کرد و کشورهای مختلف فتح شد و احتیاجات، مرتب مسأله میآفرید. نگاه میکردند به کتاب و سنت، میدیدند حکم این مسائل وجود ندارد. مرتب قیاس میکردند. دو فرقه شدند؛ یک فرقه منکر قیاس شدند نظیر احمد بن حنبل و مالک بن انس (که میگویند در تمام عمرش فقط در دو مسأله قیاس کرد)، فرقه دیگر جلوی قیاس را باز گذاشتند رفت تا آسمان هفتم، مثل ابوحنیفه. ابوحنیفه میگفت این سنتهایی که از پیغمبر رسیده اصلًا قابل اعتماد نیست که واقعاً پیغمبر گفته باشد. میگویند گفته است فقط پانزده حدیث بر من ثابت است که پیغمبر فرموده، بقیه ثابت نیست. در بقیه قیاس میکرد.
شافعی موضعی بینابین داشت، در بعضی موارد به احادیث اعتماد میکرد و در بعضی دیگر قیاس مینمود. یک فقه شلم شوربای عجیبی به وجود آمد.
میگویند ابوحنیفه چون اصلًا ایرانی بود و ذهن ایرانیها بیشتر به مسائل عقلی توجه دارد و نیز در عراق سکونت داشت و از اهل حدیث که مرکزشان مدینه بود دور بود، خیلی قَیاس بود، مینشست و با خیال خودش قیاس درست میکرد. حتی اهل تسنن هم نوشتهاند که روزی به سلمانی رفت؛ ریشش جوگندمی بود و هنوز موی سفیدش زیاد نبود. به سلمانی گفت این موهای سفید را بکن. میخواست از ریشه در بیاورد که اصلًا در نیاید. سلمانی گفت اتفاقاً خاصیت موی سفید این است که اگر بکنی بیشتر در میآید. گفت پس موهای سیاه را بکن. این، قیاس است.
قیاس گرفت: اگر این درست باشد که چنانچه موی سفید را بکنی بیشتر در میآید، پس موهای سیاه را بکن که بیشتر در بیاید. در صورتی که اگر چنین قاعدهای باشد، فقط در موی سفید است و دیگر در موی سیاه جاری نیست. در فقه هم همین طور عمل میکرد.
قیاس از نظر شیعه
وقتی ما به روایات شیعه مراجعه میکنیم میبینیم ریشه این مطلب را از اینجا میزنند که اصلًا ریشه این فکر، خطا و اشتباه است که کتاب و سنت وافی نیست. مسأله رجوع به قیاس از اینجا ناشی