مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٣ - نظریات مختلف درباره معاد
نمیبرد، در اینجا تعبیر به «جلود» کرده است [١].)
اینها میگویند پس مسأله قیامت صرف مکرر شدن این نظام نیست. اگر این نظامْ مکرر میشد، محال بود خاصیت خودش را از دست بدهد و اگر آن نظام عین این نظام میبود، پیری و مردن و حتی تکلیف و همین جمادات وجود داشت. قرآن میگوید: یوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ [٢] زمین هست و زمین نیست، زمین غیر زمین میشود، هم زمین است و هم غیر زمین، مثل اینکه زمین هست ولی تغییراتی در آن پیدا میشود. آنوقت راجع به همین زمین میگوید: وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها [٣] و زمین به نور پروردگارش نورانی است. میگوید این زمین که الآن در ذات خودش یک موجود ظلمانی است و اگر نور خورشید به آن نرسد تاریک است، به نور پروردگارش نورانی است.
وقتی مطلب به اینجا رسیده است که نظام آن عالم نظام دیگری است، راجع به آخرت گفتهاند:
پس قطعا نظام آخرت نظام دنیا نیست، پس آخرت عالم دیگری است از سنخ عالم روح (ولی روح نه به معنای آن عقلی که بوعلی سینا میگفته، بلکه روح با تمام قوایی که دارد). آنگاه مطلبی میگویند که این مطلب را علم امروز هم تأیید میکند؛ میگویند این عالمی که تو الآن با این خصوصیات میبینی و اسمش را عالم جسمانی میگذاری، آیا خیال میکنی همه این خصوصیاتی که الآن برای این عالم درک میکنی بیرون از وجود تو وجود دارد؟! بیشتر این خصوصیات را تو الآن در باطن خودت خلق میکنی. همان طور که علم امروز میگوید، ما الآن این عالم را ملوّن و با یک رنگهایی میبینیم، ولی آیا عالم در ذات خودش رنگ دارد؟ وقتی علم خیلی دقیق میشود [میبیند] اصلا رنگی در متن عالم وجود ندارد، بلکه در اثر برخوردی که این عالم با ما دارد [رنگ ادراک میشود.] ما نمیدانیم چطور میشود ولی این قدر میدانیم که ما در درون خودمان رنگ را میآفرینیم. ما شاخصترین مشخصات این عالم را ابعاد جسمانی آن میدانیم، در صورتی که علم امروز میگوید آن چیزی که اصل این عالم است، در ذات خود شاید اصلا بُعد نداشته باشد
[١]. سؤال: چرا «فروجهم» نمیگوید، «فروجهم» که در قرآن هست؟
استاد: کلمه «فروج» هم معنی اصلیاش این نیست، بلکه معنی کنایی است. اصل کلمه «فَرْج» آن طوری که از بعضی از لغویین نقل شده به معنای دامن است، منتها از بس این کلمه زیاد استعمال شده، ما خیال میکنیم اسم خاص عورت است، در صورتی که میگویند اسم خاص نیست. من خودم راجع به کلمه «فروج» در لغت ندیدهام ولی یک وقتی آقای نجفی مرعشی در قم- که حالا از مراجع هستند و ما پیش ایشان شرح لمعه میخواندیم- این مطلب را نقل کردند و العهدة علیه.
[٢]. ابراهیم/ ٤٨.[٣]. زمر/ ٦٩.