مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧١ - نظریات مختلف درباره معاد
است و بس، و معاد جسمانی از نظر عقل و علم قابل توجیه نیست. نمیخواهند بگویند محال است، بلکه میگویند ما راهی برای اثباتش نداریم؛ همان جمله معروفی است که بوعلی سینا روی عقاید و مبانیای که خودش راجع به روح داشته گفته است. او معتقد شده انسان که میمیرد، تنها روح او (که فقط همان عقل اوست [١]) باقی میماند و سعادت و شقاوت دارد؛ هراندازه حقایقِ بیشتر و صحیحتر و عالیتری را درک کرده باشد و هر اندازه ملکات بیشتری کسب کرده باشد سعادت بیشتری دارد، و هر اندازه که در جهل و مخصوصا جهل مرکب فرو رفته باشد شقاوت و رنج روحی بیشتری دارد. همچنین اینها [٢] گفتهاند: اما انبیاء مطالب دیگری در باب معاد گفتهاند که غیر از این است و ما در آن مسائل فقط متعبد به قول شارع هستیم.
٢. نظر محدثین
یک نظر دیگر، نظر محدثین ماست. محدثین ما به معاد جسمانی (به قول خودشان) معتقدند. (البته ما هم قائل به معاد جسمانی هستیم، ولی آنها به شکل خاصی تعبیر میکنند.) آنها معتقدند هیچ فرقی بین دنیا و آخرت نیست غیر از دفعه دوم بودن؛ یعنی همین وضع زندگیای که شما امروز میبینید، همین خورشید و ماه و زمین در وضعی که هستند، همین عالم مجموعا در وضعی که هست، همینها بار دیگر با همین نظامات و با همین خصوصیات تکرار میشود؛ فرقش با حالا این است که آن دفعه دوم است و این دفعه اول. ما یک دفعه الآن وجود داریم، دفعه دیگر هم بعد وجود پیدا میکنیم. و چون اکثر قائل به روح هم بودهاند، گفتهاند چون روح انسان در وقت مردن از بدن جدا میشود و از طرف دیگر [در شرع] داریم که مردهها از قبرها زنده میشوند، پس لابد معنایش این است که روحها به این بدنها عود میکنند. معاد جسمانی از نظر آنها یعنی یک معاد صد درصد مادی با همه خصایص و خصوصیات [ماده.]
اگر به آنها بگوییم «پس چرا در این دنیا پیری و مردن هست و در آنجا پیری و مردن نیست؟
چرا در اینجا تکلیف هست و در آنجا تکلیف نیست؟ چرا آنجا جاودانی است؟ اگر این عالم عین آن عالم است و آن عالم عین این عالم، پس چرا این امورش فرق میکند؟ چرا خدا در آنجا مردم را مکلف نمیکند که بار دیگر او را اطاعت کنند و در آنجا لیاقت سعادت پیدا کنند؟» میگویند «خدا این طور خواسته است»، چون آنها به مشیت گزافی (بیمبنا) قائلند. میگویند: خدا مشیتش این طور قرار گرفته که اینجا دار تکلیف و فنا و حرکت و تغییر و دار عمل باشد و آنجا دار جزا و
[١]. بوعلی سینا روح را تنها عقل میدانسته و قوه عاقله را مجرد و مستقل و بقیه قوا را مادی و جسمانیمیدانسته، مثل قوه خیال، حس، حافظه و ...[٢]. [بوعلی سینا و امثال او.]