مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١١ - روح در کتاب « راه طی شده » و « ذرّه بی انتها »
اثبات کنند و میخواهند نفی کنند، ولی صد درصد اثبات کردهاند، و این نشان میدهد که تصور ایشان در باب روح مجرد که انکار میکنند یک تصوری است مثل نوع تصوری که بعضی درباره خدا دارند و او را نفی میکنند، که آنچه آنها درباره خدا فکر کردهاند و نفی میکنند درست است، ولی خدای واقعی را نفی نمیکنند. من فقط یک خلاصهای عرض میکنم.
در این کتاب مثل اینکه اصل فرضیهشان بر این اساس است که جهان و پدیدههای جهان و مخصوصا تحولات جهان را تنها با ماده و انرژی نمیشود توجیه کرد، حتما یک عنصر سومی هم برای توجیه جهان ضرورت دارد. از خود جمادات شروع کردهاند [و بعد] نباتات و حیوان و انسان و مخصوصا تکامل در جانداران و خصوصیات انسان، و در همه اینها اساس فرضیه این است که جهان را تنها با ماده و انرژی نمیشود توجیه کرد. بعد میگویند در قرآن از یک مطلبی بحث شده است که قرآن آن را به تعبیرهای گوناگون و در جاهای مختلف بیان کرده است؛ گاهی آن را با کلمه «روح»، گاهی با کلمه «امر»، گاهی با کلمه «کلمة» و گاهی با کلمه «اراده» بیان کرده است و حتما چنین چیزی هم باید باشد و این چیزی که قرآن گفته بالاترین حرفها در این زمینه است.
در باب جمادات ایشان معتقدند که این نظام غاییای که در عالم جمادات هست، یک چیز دیگری باید در متن این عالم خلقت دخالت داشته باشد و این همان است که قرآن از آن تعبیر میکند: وَ أَوْحی فِی کلِّ سَماءٍ أَمْرَها [١] خدا در هر آسمانی [٢] امر و کارش را وحی و ابلاغ کرده است.
معلوم میشود یک ارتباط و اتصالی بین این جهان و عالم ربوبی هست و در عالم ربوبی به همه اشیاء یک چیزی که ماهیتش را نمیتوانیم تعریف کنیم داده شده است که به موجب آن، کار خودش را منظم انجام میدهد. بعد میگویند در سر هر پیچی از پیچهای خلقت، مثل آنجا که عالمِ بیجان میخواسته به عالمِ جاندار تبدیل شود یا آنجا که در عالم جاندارْ انسان میخواسته پیدا شود، قرآن به این جاها که میرسد از مسألهای به نام «وحی» یا «روح» یا «کلمة» یاد میکند؛ یعنی هر جا که یک تنوع اثری و یک اثر جدیدی پیدا شده است، قرآن آن را معلول یک نفخه الهی میداند که از طرف خدا نفخهای شده است و یک چیزی به دنیا و عالم داده شده که یک امر جدید به وجود آمده است. عمده درباره انسان است. ایشان درباره انسان معتقدند که انسان را هم همان چیزی انسان کرده است که قرآن از آن تعبیر میکند: وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی [٣]؛ یعنی درآن مرحلهای
[١]. فصّلت/ ١٢.[٢]. البته معلوم است که قرآن میخواهد در همه اشیاء بگوید.[٣]. حجر/ ٢٩.