مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٨ - استدلال امیرالمؤمنین به آیه قرآن
زمین همه از بین میرود و منهدم میشود و شروع قیامت با تبدیل شدن آسمانها و زمین است: فَاذا کانَتِ الْقِیامَةُ بُدِّلَتِ السَّماواتُ وَ الْارْضُ.
بعد میفرماید: و مثل این است آیه: وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ [١]، که در جلسه پیش این آیه را ذکر کردیم. بعد میفرماید: وَ هُوَ الثَّوابُ وَ الْعِقابُ بَینَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ. وَ مِثْلُهُ قَوْلُهُ:«النَّارُ یعْرَضُونَ عَلَیها غُدُوًّا وَ عَشِیا». در سوره مؤمن میفرماید: وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ. النَّارُ یعْرَضُونَ عَلَیها غُدُوًّا وَ عَشِیا و رسید و احاطه کرد به آل فرعون [٢] آتش که هر صبحگاهان و هر شامگاهان بر آنها عرضه میشود. در روایات هم زیاد آمده است که بر اهل برزخ آتش عرضه میشود؛ آن عذابی که از آتش میکشند از عرضه شدن آتش است، مثل اینکه از نزدیک آن را احساس کنند. بعد قرآن میفرماید: وَ یوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ [٣] و در روزی که ساعت بپا میشود آنها را وارد سختترین عذابها کنید.
خود آیه ایما و اشاره دارد- اگر نگوییم صراحت دارد- که آنها قبل از قیامت بر آتش عرضه میشوند و در خود قیامت وارد میشوند در آتشی که بدترین آتشها خواهد بود. اینجا امیرالمؤمنین این طور فرموده است که در قیامت غُدُوّ و عَشی و صبح و شامی نیست، صبح و شام مربوط به دوره قبل از قیامت است: وَ الْغُدُوُّ وَ الْعَشِی لا یکونانِ فِی الْقِیامَةِ الَّتی هِی دارُ الْخُلودِ وَ انَّما یکونانِ فِی الدُّنیا. وَ قالَ اللَّهُ تَعالی فی اهْلِ الْجَنَّةِ:«وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیها بُکرَةً وَ عَشِیا» [٤] وَ الْبُکرَةُ وَ الْعَشِی انَّما یکونانِ مِنَ اللَّیلِ وَ النَّهارِ فی جَنَّةِ الْحَیاةِ قَبْلَ یوْمِ الْقِیامَةِ (یعنی جنتِ برزخ) وَ قالَ اللَّهُ تَعالی (درباره قیامت)«لا یرَوْنَ فِیها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِیراً» [٥] یعنی در قیامت خورشید و زمهریر را نمیبینند (وجود ندارد).
وقتی خورشیدی نباشد، دیگر صبح و شامی نیست و این مسائل در آنجا وجود ندارد.
بعد هم به آن آیهای که ما مکرر استدلال کردیم استدلال فرموده: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ. فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ.
این، پایان استدلال ما بود به آیاتی که دلالت میکرد در فاصله مردن و قیامت برای سعدا و اشقیا حیاتی وجود دارد (چون بعضی آیات راجع به سعدا بود، بعضی راجع به اشقیا، و بعضی آیات که به تعبیر «توفّی» بود عموم مردم را یکجا شامل میشد) و معلوم است که اگر آیه همین قدر راجع به سعدا و اشقیا باشد، نمیشود بگوییم یک متوسطینی هم هستند که فقط اینها در این بین
[١]. مؤمنون/ ١٠٠.[٢]. مقصود اتباع فرعون است، اتباعی که آنچنان به او نزدیک بودند که حکم خاندانش را پیدا کرده بودند.[٣]. مؤمن/ ٤٥ و ٤٦.[٤]. مریم/ ٦٢. مقصود این است که این جنّت، جنّتِ برزخ است نه جنّتِ قیامت.[٥]. انسان/ ١٣.