مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٦ - نتیجه گیری از آیات قرآن
استفاده کرد ذکر کنیم؛ یک سلسله آیات بود که من قسمت عمدهاش را در جلسه پیش برای شما خواندم. در این جلسه روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل میکنم، اگرچه بنای ما فعلا بر استناد به روایات نیست، ولی چون در این روایت استدلال به آیه قرآن شده است، من آن را برایتان میخوانم [١].
گفتیم که اولا از آیات قرآن به طور کلی- چه درباره سعدا و چه درباره اشقیا- اینچنین استنباط میشود که مردن «توفّی» است. «توفّی» که از ماده «وَفی» و به معنی استیفا کردن و قبض کردن و تحویل گرفتن به صورت کامل است، در آیات زیادی از قرآن آمده است: اللَّهُ یتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها [٢] یا: قُلْ یتَوَفَّاکمْ مَلَک الْمَوْتِ الَّذِی وُکلَ بِکمْ [٣]، که خود این تعبیر، بیان ماهیت مرگ است که مرگ یعنی تحویل گرفتن و بردن.
کلمه «نفس» هم که در قرآن آمده است، یعنی «خود». وقتی میخواهند بگویند خود این چوب، میگویند نفس این چوب. «جائنی زیدٌ نفسُه» یعنی زید آمد، خودش آمد (همان عین خودش نه چیز دیگری). اگر قرآن به آن چیزی که از انسان گرفته میشود تعبیر «نفس» میکند، از آن نظر است که از نظر قرآن خود واقعی انسان همان است که گرفته و برده میشود.
غیر از این، سلسله آیات زیادی داریم که قرآن بیان میکند که در فاصله مردن تا قیامت حیاتی باقی است. گاهی درباره خصوص سعدا و اتقیا این مطلب گفته شده است و گاهی درباره اشقیا؛ مثل آیاتی که در دو جای قرآن است که یک جا صریحتر است: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ. فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِمْ [٤]. این آیه صراحت دارد و درباره شهدا میگوید: مبادا تو چنان گمان کنی [٥] که اینها مردگانند، بلکه زندگانند و مرزوقند در نزد پروردگار و الآن شادمانند به آنچه که خداوند به آنها داده است (نه آنچه که در آینده میخواهد بدهد) و الآن مستبشرند؛ یعنی منتظر بشارتهایی هستند از ناحیه کسانی که هنوز به آنها ملحق نشدهاند، انتظار دارند که بشارتی از ناحیه آنها برسد که آنها هم به همین مقام سعادت خواهند رسید. این نشان میدهد که قرآن واقعا بعد از مردن حیاتی قائل است، در صورتی که شکی نیست که این جسد مرده است؛ قرآن نمیخواهد بگوید اینها که اینجا زیر خاک هستند،
[١]. پس، از بحث خودمان خارج نشدهایم که بگویید صحبت در قرآن است نه در روایات، بلکه چون در این روایت همان استدلالی که ما میخواستیم بکنیم شده است، آن را خدمتتان عرض میکنم.[٢]. زمر/ ٤٢.[٣]. سجده/ ١١.[٤]. آلعمران/ ١٦٩ و ١٧٠.[٥]. معلوم است که مخاطب امت هستند، چون پیغمبر چنین گمانی نمیکند؛ همان طور که در قرآن خیلی اوقات خطابهایی به امت است که مخاطبِ ظاهرش خودِ پیغمبر است.