مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٧ - اعجاز قرآن از نظر بیان توحید و معارف ربوبی
اشاره به آن هست. در قرآن یک سلسله قصص و حکایات تاریخی ذکر شده است و خود قرآن میفرماید که تو قبلا اینها را نمیدانستی و قوم تو هم از اینها آگاهی نداشتند (ما کنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُک) [١]. مخصوصا برای ما اثبات آن چیزهایی که در زمان پیغمبر مردم نمیدانستند و بعد به وسیله قرآن دانستند شاید کمی مشکل است. آنچه که برای ما در اینجا مفید است این است که در قرآن قصص و حکایاتی آمده است و نکاتی در این قصص ذکر شده است که تا قرون اخیر و جدید این نکات از جنبه تاریخی مجهول بوده است، فقط چون قرآن میگفته مردم قبول میکردند یعنی هیچ مدرک تاریخیای در دنیا وجود نداشته و شاید از نظر تاریخی اینها را رد میکردهاند و بعد تحقیقات و کشفیات جدید آنچه را که قرآن بیان کرده تأیید نمودهاند. این را هم اگر ما بتوانیم ثابت کنیم باز نشانهای است از اعجاز قرآن.
قسمت دیگر یک سلسله اظهارنظرهایی است که قرآن در ضمن بیانات خودش [درباره طبیعیات کرده است.] البته میدانیم قرآن یک کتاب هدایت و راهنمایی بشر است، آن هدایت و راهنمایی که پیغمبران باید هدایت کنند مردم را به خداوند و به اینکه معادی هست و به اینکه عمل خوب چیست و عمل بد چیست؛ در ضمن اینها احیانا مسائل طبیعیات را مطرح کرده است. در اینجا هم مسائلی در قرآن مطرح شده است که بعدها که علم بشر تقدم پیدا کرده نظر قرآن را تأیید نموده است یعنی قرآن نه تنها رنگ و بوی دانش عصر و زمان خودش را ندارد، بلکه یک رنگ و بوی خاصی داشته است که در دورههای بعد، علم بشر که پیشتر رفته آن را تأیید کرده است.
قسمت دیگر مربوط به مقررات و قوانین است که اگر رسیدیم، راجع به آن بحث میکنیم.
اعجاز قرآن از نظر بیان توحید و معارف ربوبی
امروز من راجع به قسمت توحید و معارف ربوبی یعنی راجع به الهیات صحبت میکنم. آنچه راجع به این قسمت در قرآن آمده است، از حدود فکر یک فرد، هر اندازه نابغه باشد، [بالاتر است؛] این جور اظهارنظر کردن غیر مقدور است خصوصا با توجه به محیطی که قرآن در آن محیط نازل شده است یعنی معارف مردم آن عصر و زمان و محیط، و با توجه به امّی بودن و درس ناخواندگی پیغمبر، و حتی با توجه به آنچه که در دو منبعی که برای این مطالب در آن عصرها وجود داشته است، یکی کتب آسمانی آن وقت مثل تورات و انجیل و حتی کتابهایی نظیر اوستا، و دیگر افکار علمی و فلسفیای که در آن عهدها بوده گو اینکه در عربستان چیزی از این افکار نبوده است؛ با توجه به همه اینها بیانات قرآن یک وضع استثنائی دارد.
[١]
. هود/ ٤٩.