مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٦ - ٥ پیروی از کبَراء
اعجاز قرآن
بحث ما در اعجاز قرآن بود از جنبههای فکری یعنی از جنبههای علمی به معنی اعم. مکرر گفتهایم که معنی اعجاز همان چیزی است که خود قرآن آن را «آیت» مینامد یعنی [معجزه] نشانه است و دلالت میکند که این مطلب از افقی مافوق افق فکری یک انسان است، از یک افق دیگری به او رسیده است یعنی اگر او خودش میبود و ابتکار خودش، اگر خودش میبود به عنوان انسانی مثل همه انسانهای دیگر ولو اینکه یک انسان نابغه باشد امکان نداشت که چنین مطلبی را بتواند بیان و اظهار کند. این، معنی اعجاز است یعنی معنی آیت است به تعبیری که خود قرآن بیان میکند.
در جلسه گذشته راجع به آنچه که امروز آن را «منطق ماده» میگویند یعنی ارائه دادن راههای لغزش فکر انسان، قسمتهایی بحث کردیم. حالا چند قسمت دیگر است که اینها را به ترتیب باید بحث کنیم. یکی اینکه بیان قرآن در مسائل مربوط به خدا و به اصطلاح ماوراءالطبیعه یعنی آنچه که مربوط به خداوند و صفات و شؤون خداوند و رابطه خداوند با اشیاء است و حتی آنچه که در اصطلاح خود قرآن «ملائکه» نامیده شدهاند یعنی وسائط وجود، بیان قرآن درباره اینها چگونه بیانی است؟ آیا میتوانسته است پیغمبر به عنوان یک فرد انسانی که معلومات خودش را مثل انسانهای دیگر کسب میکند، با یک معلومات و اطلاعات شخصی این طور درباره معارف غیبی، درباره خدا و شؤون خداوند اظهارنظر کند و یا امکان نداشته است و جز اینکه اینها را یک ریزشی بدانیم که بر قلب او نزول پیدا میکرده است بدون آنکه خود او بتواند چنین ابتکاری داشته باشد راه دیگری نیست؟
قسمت دیگری که بعد از این بحث خواهیم کرد بحث تاریخی است چون در خود قرآن هم